
مذاكره ايران و آمريكا
انتظارات ايران و آمريكا
1- انتظارات آمريكا : آمريكا از ايران اين انتظار را دارد كه ايران در جلسه محرمانه بگويد: ما اشتباه كرديم ما نوكريم در خدمتيم . امر امر شما است . مال و دنيا در مقابل شما ارزشي ندارد همه را حاضريم تقديم نماييم. راستي چه نوع حكومتي را مي پسنديد؟
2- انتظارات ايران : ايران از آمريكا انتظار دارد كه در ميان مذاكره آمريكاييان يواشكي بگويند : ما كوچكتان هستيم هر چه مي خواهيد به شما مي دهيم فقط ما را از از شر سنيهاي تروريست نجات دهيد . راستي براي پروژه بمب هسته اي خود كمكي نمي خواهيد؟
ايران و آمريكا با اين تصورات با اشتياق و علاقه به سوي ميز مذاكره مي روند. ايران براي آنكه جلوي اسلامگراياني كه مخالف مذاكره با آمريكا هستند كم نيارد با ژست خاصي اعلام مي فرمايد : مي خواهيم اشتباهات آمريكا را بهش گوشزد كنيم. گويي همينجوري بدون مذاكره نمي توانند اشتباهات آمريكا را بهشان گوشزد نمايند.
گوشه اي از نوع گفتگوي دو هيئت
دو گروه مذاكره كنند بهم مي رسند و دور ميز مذاكره مي نشينند و هر طرفي انتظار دارد طرف ديگر حرف اصلي را بگويد:
* خسته نباشيد . ** شما خسته نباشيد . * خيلي ممنون .
** راستي حال حاج آقاي بوش عزيز چطور است؟ * الحمدلله به دعاي شما سري مي جنباند.
** شنيديم روده هايش مشكل داشته.
* بله پزشكان ما معالجه اش خواهند كرد.
** انشا الله انشا الله راستي اگر چنانچه باميد خدا ايشان حالشان بدتر شد ما در وطن خود يك جايي داريم به نام مسجد جمكران . هر مريضي را آنجا بياورند و ريسماني به گلويش ببندند و دعا كنند خوب مي شود .
* خيلي متشكر از لطف شما برادران ايراني . اگر متوجه شديم خوب نمي شود حتما ايشان را براي علاج به مسجد جمكران خواهيم آورد. البته مشكلاتي در مورد همان چاه هست و آن اينكه ريسمان شايد زياد مسئله اي نباشد اما نگراني ما اين است كه اگر يك سني فضول بيايد و سر ريسمان را گرفته به طرف چاه بكشد آنوقت ممكن است روابط دوستانه فيمابين بهم بخورد.
** اوه نه اصلا نگران نباشيد سنيها جمعيتشان آنجا كم است و آنجا ما آنها را طوري در منگنه و برادري قرار داده ايم كه كاملا بيخطرند. بدبختها حتي اجازه ساختن يك مسجد را هم ندارند.
* اوك متشكر آفرين بر شما.
** راستي حالا كه بحث چاه را خود شما پيش كشيديد اگر مي خواهيد مشكلاتتان در افغانستان و عراق و ساير جاها حل شود مي توانيد چند نامه بنويسيد و خودتان بياوريد و درون همان چاه جمكران بياندازيد مثل برق مشكلاتتان حل مي شود. هزينه چنداني هم ندارد.
* متشكر از دلسوزي شما.
** حال دانشمندان هسته اي كه بمبهاي نازنين مي سازند چطور است؟
** اونها هم خوب هستند.
* مي دانيد در كشور ما پسته خيلي زياد است و مغز پسته براي دانشمندانيكه خيلي كار مي كنند بسيار مفيد است مي خواستيم خواهش كنيم براي تعطيلات تابستاني به دانشمندان هسته اي خود اجازه دهيد براي پسته خوري چند روزي به ايران بيايند.
* * آنها تعطيلي اصلا ندارند البته براي آنكه شما دلشكسته نشويد مي توانيم پسته ها را به آنجا ببريم .
* نه آنجا فايده اي ندارد.
* خب ديگه چه خبر؟
* * خبر قابل به عرضي نيست .
* حال ديك چيني شيطون چطوره؟ شنيديم اونهم دچار مشكل شده .
** به دعاي شما دوستان اون زبان بسته هم بد نيست. خب ديگه چه خبر؟
* شما بفرماييد خبري هست؟
** نه همينجوري گفتيم از حال شما با خبر شويم. حال محمود جان چطوره ؟
* خدا را شكر خيلي خوب است. كمي دردسر و ناراحتي سهميه بندي بنزين داشته كه الحمدلله كم كم حل مي شود . از مهمان نوازي شما در هنگام سفرش به نيويورك هميشه تعريف مي نمايند.
** اوك متشكر از هاله نور چيزي مي گه؟
* بله خيلي تعريف مي نمايد. دست شما درد نكند.
** شما تشنه تان نيست ؟
* چرا بهتر است آب بنوشيم بعدش بيشتر صحبت بكنيم.
** راستي شما ايرانيها خيلي خجالتي هستيد و به راحتي نمي توانيد حرفتان را بزنيد من خواهش مي كنم كاملا راحت باشيد اينجا را خانه خود بدانيد و راحت حرفتان را بزنيد.
* نه خيلي از لطفتان ممنون . ما شنيده ايم شما آمريكاييهاي ناقلا دچار غرور مي شويد و نمي توانيد حرفتان را بزنيد. شما بفرماييد حرفتان را بزنيد وظيفه ما ايرانيها است كه به شما برادران قديمي و خوبمان كمك و ياري نماييم. ما از مولايمان دستور داريم بهر آدم مفلوك و درمانده كمك نماييم . خجالت نكشيد بفرماييد حرف اصلي را بزنيد.
** منظورتان از مولايتان كيست؟
* منظورمان حضرت علي است.
با شنيدن نام علي هيئت آمريكايي وحشت زده بي اختيار دست به گردنهايشان مي مالند و مي پرسند همونكه در خيبر.....
* بله در خيبر و خيلي جاها كمك كرده . مگر شما ايشان را مي شناسيد؟؟
** بله مگر ممكنه نشناسيم يكي از اجداد ديويد عزيز در جنگ بني قريظه توسط ايشان گردن زده شد.
* اينرا نمي دانستيم ببخشيد راستي از القاعده بگوييد .
با شنيدن نام القاعده بغض هيئت آمريكايي مي تركد و شروع مي كنند زار زار گريه كردن . مي گويند: به ما گفته بودند مسلمانها مهمان نواز اند با محبت اند ما باورمان شد آمديم اينها واقعا اسلام عزيز را بدنام مي كنند اگر ما ميدانستيم اينها با ما به اين صورت وحشيانه برخورد مي كنند به جان عمو سام قسم اصلا پا نمي گزاشتيم به اين سرزمين جهنمي. ما جواب خانواده هاي سربازان و درجه داران را چه بدهيم. اينها اينقدر بيرحم هستند با بمب مي زنند تكه تكه مي كنند طوريكه ما اصلا نمي دانيم جسدها را چگونه ببريم به خانواده هايشان نشان دهيم. شما را به هر چه مي پرستيد قسم جلوي اينها را بگيريد.
سفير ايران با تاثر بلند مي شود و در حاليكه دلداريشان مي دهد دستمال كاغذي تعارف مي كند.
هيت ايراني براي آنكه جو جلسه را عوض كند شروع به حرف زدن مي كنند . و سعي مي كنند با حرفهاي ديگر دنيايي حال آمريكاييان را دوباره سرجا بياورند.
با همين تعارف و رودربايستيها وقت مذاكره به پايان مي رسد و دو طرف با دلخوري و ناراحتي از جلسه بيرون مي آيند خستگي و نا اميدي دو طرف موجب عصبانيتشان مي شود.
ايرانيها براي آنكه ديگران متوجه ناكامي آنان نشوند با لبخند ساختگي در بيانات خود اعلام مي كنند خيلي مذاكرات مفيدي بود لازم است سطح مذاكره ر ا بالا و بالا ببريم تا جاييكه محمود آقا و بوش روياروي هم حرف بزنند.
روز بعد كه مقداري عصباني مي شوند اعلام مي كنند : آمريكاييها اصولا تروريست هستند.
آمريكاييها كه از نفهمي هيئت ايراني خيلي عصباني شده اند اعلام مي نمايند : لازم نيست سطح مذاكره را بالا ببريم اگر ايرانيها مي خواستند حرف اصلي را بزنند در گوش همان سفير خودمان مي گفتند.
سپس اعلام مي كنند : ايرانيها در همه نا آراميهاي دنيا دست دارند.
