تبليغاتX
برادری اسلامی - غدیر از دیدگاه تشیع علوی و صفوی
 

غدیر از دیدگاه علوی ها  و صفوی ها                      آیت الله محسنی بسطامی

دیدگاه ما علوی ها نسبت به غدیر عین دیدگاه اهل سنت است .

دیدگاه صفویه : صفویه می گویند : خداوند به رسول خدا امر فرمود که جانشینی علی را اعلام نماید اما گویا رسول اکرم از ابوبکر و عمر می ترسیدند و (نعوذ بالله) جرائت این کار را در خود نمی دیدند . تا اینکه خداوند مجبور گشت دستور اکید صادر فرماید که حتما می بایست اعلام نمایی و ترس را کنار بگزاری زیرا ما از تو حفاظت خواهیم کرد . آیه این بود :

یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک – فی ولایه علی – و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک و الله یعصمک من الناس .

ای پیامبر ابلاغ کن آنچه بر تو در مورد ولایت علی نازل شده و اگر چنین نکردی رسالت خودت را به انجام نرسانیدی (و نترس زیرا ) خداوند تو را از شر مردم ( ابوبکر و عمر ) حفاظت خواهد کرد.

اینجا بود که پیامبر خاتم با دلی ناخواسته و وضعی خوف زده در سر دو راهی یمن و مدینه (غدیر) ایستادند و با الفاظی اعلام نمودند که هیچیک از یارانش حتی خود علی متوجه منظور پیامبر نشدند .  زیرا کلمه مولی 18 معنی دارد.

بعد از این اعلان سراسر ابهام آمیز ایه نازل شد :

الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ......    امروز دین شما را تکمیل کردم ...

در کتب تفاسیر معتبر و احادث نبوی کاملا مشخص شده این دو آیه در چه زمانی از تاریخ پیامبر و در کجا نازل شده اند و نیازی به بحث نیست . منظور ما بیان دیدگاه صفویه است.

حال مثلا اگر مطالب بالا و نظر صفویه را بپذیریم  چه مطالبی دستگیر ما می شود؟

1-     اول اینکه پیامبر شجاع و دلیر ما که از جانب خدا پشتیبانی می شدند این اندازه می ترسند آن هم از دو نفر از یاران و نزدیکان خودش (پدر زنهای خود) .

2-     مسئله جانشینی علی چنان مهم است که اگر پیامبر به مردم نرساند رسالتش کلا ناقص و پیامبر به وظیفه اش عمل نکرده است.

3-     تکمیل دین منوط به جانشینی علی است اگر ایشان جانشین نشوند دین تکمیل نشده.

4-     خدا و پیامبر برای علی تکلیف روشن کردند که ایشان می بایست حتما جانشین پیامبر شوند.

5-     و......

اگر چنانچه مطالب سخیف و سبک بالا را بپذیریم ببینیم چه وضعی پیش می آید.

1-     پیامبر که موظف با ابلاغ رسالت خود یعنی جانشینی علی بود در وظیفه خود کاملا کوتاهی نمود  زیرا اولا:  می بایست این مطلب مهم را در میدان عرفات جاییکه همه یارانش حضور داشتند اعلام کند نه در سر دو راهی غدیر  دوما : باید با الفاظی اعلام کند که برای همه روشن باشد نه مبهم و پیچیده.

2-     شاگردان و تربیت یافتگان مکتب رسول خدا کسانیکه 23 سال پیامبر روی فکر و تربیت آنان کار کرد بالاتفاق دستور پیامبر را دور انداخته و نادیده گرفتند . پس چه کسانی دین اسلام را تا دور ترین نقاط دنیا ترویج نمودند؟؟ محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم . والسابقون الاولون من المهاجرین والانصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و روضوا عنه و ایات بیشمار دیگر در این زمینه چه معنایی دارند؟؟

3-     علی طبق چه مجوزی کوتاه آمد؟؟؟ مثالی بزنیم شما ماشین خودتان را به کسی امانت می سپارید آن شخص موظف است حتی اگر جانش برود ماشین شما را حفظت کند . شما چند لحظه بعد آن شخص را می بینید بیخیال نشسته می گوید ماشین را کسی از من گرفت شما به او چه می گویید؟؟

4-     چرا علی مانند حسین قیام نکرد؟؟

5-     چرا علی از ابوبکر حمایت کرد.  زمانیکه تازه خبر جانشینی ابوبکر پخش شد ابوسفیان سردار قدرتمند قریش به نزد علی آمد و اعلام نمود : والله لاملان المدینه خیلا و رجالا . قسم بخدا من مدینه را پر از سواره نظام و پیاده نظام خواهم کرد و حکومت را به زور از ابوبکر خواهم گرفت. علی نهیبش زد و به او اخطار نمود که اگر کوچکترین حرکتی بر ضد ابوبکر انجام دهد اولین مدافع ابوبکر علی خواهد بود این بود که ابوسفیان عقب نشینی کرد. چرا علی حمایت کرد؟؟

6-     چرا علی مثل حسین قیام نکرد؟؟

خلاصه منظور غیر مستقیم صفویان از این چرندیان این است که دین اسلام بدرد نمی خورد و باید دینی جدید پیدا کرد.

به اعتقاد ما علی و ابوبکر با هم فرقی ندارند و هر دو شاگردان مکتب پیامبر و دوست و یاوران همدیگر بودند.

باید دقت نمود آنان به حکومت با چه دیدی می نگریستند . آنان مثل ما حکومت را یک طعمه چرب و نرم نمی دانستند بلکه مسولیتی سنگین بر دوش خود که مایل نبودند آنرا به آسانی بپذیرند.

به کلمات امیر مومنان زمانی که مردم جلوی خانه اش هجوم آوردند و از وی خواستند بیرون آمده حکومت را بدست گیرد دقت فرمایید:  دعونی و التمسوا غیری ... و ان ترکتمونی فانا کاحدکم و لعلی اسمعکم و اطوعکم لمن ولیتموه امرکم. و انا لکم وزیرا خیر لکم منی امیرا.  خطبه ۹۲ نهج البلاغه " مرا رها کنید و کسی دیگر را جستجو نمایید ... و اگر مرا رها کردید من مانند یکی از شما خواهم بود شاید از همه شما مطیع تر و فرمانبردار تر به  کسی که شما او را امیر قرار دهید . و اگر من برای شما وزیر باشم (مانند دوران خلفای ثلاثه قبلی) بهتر است برای شما از اینکه امیر باشم.

 

نوشته شده توسط جلال   | لینک ثابت |