باز هم از عراق


برادران شیعه برای درهم شکستن مقاومت در برابر آمریکا و به تسلیم واداشتن مسلمانان گروههای جوخه مرگ متعددی ایجاد کرده اند که هر کدام علامت و آرم مخصوصی برای خود دارند بعضی فقط وسط سر را با درل سوراخ می کنند
بعضی فقط چشم راست را با درل یا گلوله سوراخ می کنند
بعضی پوست صورت را می کنند


بعضی روشهای دیگری برای کشتن علما و مبارزان اهل سنت بکار می برند . چون این گروهها در جهت منافع آمریکا تلاش می کنند اینها تروریست نیستند بلکه نیروهای مردمی هستند . تروریست کسی است که علیه منافع ایالات متحده اقدام می کند .
گرایش به خرافات
دل مشغولي و نگراني عمده مسولين : گرايش مردم به خرافات
يكي از نگرانيهاي عمده مسؤلين نظام جمهوري اسلامي در دوران اخير گرايش شديد مردم ايران به خرافات است. مسؤلين امنيتي موفق شدند تاكنون فريبكاران زيادي را كه به نوعي مردم را فريب مي دادند (از رمالان گرفته تا انرژي درمان كنندگان و روحانيون قمي كه نقش امام زمان را بازي مي كردند) را دستگير نمايند.
يكي از بزرگاني كه مدعي امام زماني بود و تعداد زيادي مريد داشت را همراه مرديدانش در قم دستگير نمودند. براي آنكه به مريدانش بفهمانند كه آن شخص دروغگويي بيش نيست او را همراه مريدان در زير زميني زنداني نمودند مريدان از وي تقاضا نمودند از قدرت امام زماني خود استفاده نموده آنانرا نجات دهد وقتي او اظهار عجز نمود براي مريدان ساده دل روشن شد فريب خورده اند.
چند روز قبل از تلوزيون قطعه فيلمهايي پخش شد تا به مردم هشدار دهند در اين فيلمهاي دوربين مخفي : يك روحاني براي مريدانش داشت تعريف مي كرد كه به بشقاب پرنده امام زمان سوار شده . در بشقاب پرنده امام زمان همه جور امكانات رفاهي از قبيل مبل و يخچال فريزر و ديگر امكانات وجود داشت. .....
روحاني ديگري عده كثيري از مردم را احرام بسته به كوههاي اطراف تهران مي برد تا مراسم حج را بجا بياورند كسي پرسيد صفا و مروه اش كجاست جواب داد بين آن دو كوه سعي صفا و مروه كن . .......
روحاني ديگري داشت به مردم تبليغ مي كرد تا او را قشنگ بشناسند و سپس هنگام ظهورش در برابر حكومت از وي حمايت كنند. ........
يكي ديگر از روحانيون مي گفت ظهور امام زمان خيلي نزديك شده و همه جا دوربين مخفي نصب نموده اند تا به محض ظهور امام زمان او را دستگير نمايند يكي از اين دوربينها داخل خانه من نصب شده .....
خلاصه اينكه اگر وضع بهمين شكل پيش برود شاهد ظهور دجالان زيادي خواهيم بود كه مشكلات فراواني براي مملكت بوجود خواهند آورد بهترين راه مقابله با خرافات تعليم عقيده صحيح اسلامي و توحيدي و توجه به قرآن كريم است.
علت حمله به یزیدیها
ضربه جانانه
در اخبار شنیدید که طی یک رشته حملات علیه فرقه یزیدی دهها نفر کشته و زخمی شدند.
یزیدیها
يزيديها فرقه اي منحرف و بدعتگزار مي باشند كه از ديدگاه اكثر علما مسلمان به حساب نمي آيند .
علت درگيريهاي اخير
دختري 17 ساله به نام دعا خليل از اين فرقه عاشق جواني عرب مسلمان مي شود و بهمين خاطر مسلمان مي شود وقتي خانواده و بزرگان اين دين منحرف خبر مي شود جمع مي شوند و دعا خليل را به شكلي فجيع بشهادت مي رسانند كه اين مسئله موجب برانگيخته شدن خشم مسلمانان مي گردد.


«دوعا» دختر نوجوان کرد یزیدی که به خاطر دلسپردن به مردی مسلمان در هفتم آپریل سال ۲۰۰۷ توسط مردان خانواده و ایل و تبارش در شهر بشیقه سنگسار شد


دعا، دختر 17 ساله قبيلهاي با مذهب باستاني ايزدي يا يزيدي، عاشق جوان مسلماني ميشود، دختر جوان مثل بسياري از همسالانش در تمام دنيا، در برابر شور عشق تاب نميآورد. حتي به خاطر علاقه به جوان عرب مسلمان ميشود. و به شوق ديدن معشوق از روستا فرار ميکند. اما عاشق جواني مسلمان شدن در قبيلهاش تاواني جز مرگ ندارد. 9 مرد در مراسم غيرانساني لگدسار و سنگسار بدن او را با گلد و سنگ نيم ساعت ميکوبند. در فيلم منتشر شده، دستان دعا هنوز تکان ميخورد تا آنکه عمو زادهاش بلوک سيماني بزرگي را جلوي چشم صدها مرد تماشاگر بر سر دعا ميکوبد . دعا غرق خون مي شود... صحنه هايي از اين مراسم زشت توسط موبايلها ضبط و يک هفته بعد منتشر ميشود و موجي از خشم و نفرت در جامعه کردها در تمام دنيا بر ميانگيزد. کردها با راه اندازي تارنمايي پيشنهاد داده اند ? آوريل روز «ولنتاين» کردها معرفي شود. و برايش ترانهاي سراسر غم انگيز سرودهاند
![]()
سنگسار نوجوانان در کردستان عراق
منیره برادران
در ٧ آوریل٢٠٠٧ دعا خلیل اسود ١٧ ساله در شهر بشیقه در کردستان عراق سنگسار شد. او به یک خانواده یزیدیها تعلق داشت و عقدش را با پسرعویش در آسمانها بسته بودند. اما او به مرد دیگری دل بست که عرب مسلمان بود. وقتی رابطه آن دو کشف شد، به قرارگاه پلیس برده شدند و مورد بازجوئی قرار گرفتند. مرد عرب از ازدواج با دعا سرباز زد. مردان خانواده با سنگسار دعا از «ناموسشان» دفاع کردند. نیازی به قانون و دادگاه نبود. خود حکم دادند و خود اجرا کردند. کاری که سدهها و هزارهها کرده بودند.

سنگسار دعا
خبر بیست روز بعد از حادثه، زمانی در جهان انعکاس یافت که چند صحنه از فاجعه بصورت فیلمی که با یک تلفن دستی گرفته شده بود، به صفحههای اینترتی راه یافت. دخترک را دیدیم که زیر پاهای پر نفرت مردان افتاده و سرش را میان دو دست گرفته است. مردها که از وابستگان دعا بودند و حدود هشت نفری میشدند پائین تنه دخترک را لخت کردند، بر پیکر پیچیده در درد او لگد زدند و سنگسارش کردند. جمعیت زیادی به تماشا ایستاده بودند. چند نفر هم که انیفورم پلیس به تن داشتند، موقع آوردن دعا به صحنه دیده میشدند. آنطور که از فیلم استنباط میشد، آنها سعی داشتند آرامش صحنه را حفظ کنند تا شاید خللی در اجرای جنایت پیش نیاید.
سنگسار ارزش خبری ندارد؟
نمیدانم در عصر ارتباطات، که تنها چند دقیقه کافی است تا خبری در سراسر جهان پخش شود، چرا باید سه هفته زمان لازم باشد تا مردم از خبر سنگسار یک دختر ١٧ ساله مطلع شوند. اگر جستجوهای من درست بوده باشند، Asuda، سازمان مبارزه با خشونت علیه زنان در بیانیه اش در تاریخ ٢٦ آوریل برای اول بار خبر را به گوش جهانیان رساند. WADI هم یک سازمان کمک به کردستان عراق، که مقرش در اطریش است و سازمان عفو بین الملل در ٢٧ آوریل خبر را انتشار دادند.

تظاهراتی که در شهر اربیل علیه این حادثه فجیع صورت گرفت و ٩٠ سازمان غیردولتی آن را سازمان داده بودند، روز ٢٩ آوریل بود. عکسهای این تظاهرات در سایت کمپین علیه سنگسار در ایران موجود است. نمیدانم چرا هیچ مردی در عکس پیدا نیست با اینکه در توضیح خبر نوشته شده است: زنان و مردان با هم در این اعتراض شرکت کردند.
وقتی جنایتی که ظاهرا خیلی هم پنهان نبود، صورت گرفت، اینکه ما چه زمانی از آن آگاه شویم، زندگی را به دعا بازنمیگرداند. شاید هم در گوشه ای از روزنامههای ایالتی در کردستان این خبر مندرج شده بود ولی کسی برای خبر اهمیتی قائل نشده بود.
دولت کردستان عراق شش نفر را در ارتباط با سنگسار دعا دستگیر کرده است. آیا آنها را مجازات خواهند کرد؟ ماموران پلیس که مامور بودند تا نظم این «انتقام ناموسی» را حفظ کنند، مورد بازخواست قرار خواهند گرفت؟ چه اقداماتی صورت خواهد گرفت تا ساختارهای دینی، سیاسی و اجتماعی تغییر یابد و آن صدها تماشاچی وادار به چون و چرا شوند؟ کی قتلهای ناموسی به عنوان جنایت به رسمیت شناخته خواهد شد؟
تنها در فاصله ژانویه و مارس همین سال ٤٠ قتل ناموسی در کردستان عراق روی داده است. در این منطقه حداقل به همت سازمانهای مستقل چنین آماری وجود دارد. در دیگر مناطق عراق گوئی قربانیان قتلهای ناموسی ارزش ثبت هم ندارند.
اجلاس زاهدان 2
بسم الله الرحمن الرحيم
همايش بزرگ فارغ التحصيلي طلاب حوزه علميه زاهدان با حضور جمعيت عظيم مشتاقان علم و دين در زاهدان بپايان رسيد .
در اين همايش علاوه بر مومنان و مشتاقان سراسر كشور از كشورهاي همجوار نيز جمع كثيري شركت داشتند .
شركت كنندگان خارجي به ترتيب تعداد شركت كنندگان عبارت بودند از :
كشور پاكستان كه علاوه بر جمعيت عادي و مردمي جمع زيادي از علما و بزرگان و مقامات حكومتي در حد وزراء .
افغانستان نيز علاوه بر جمعيت عادي علماء و برخي مقامات حكومتي در حد نمايندگان پارلمان.
تاجيكستان نيز جمع زيادي از علماء و مسؤلين حكومتي (مسلمانان مشارك با حكومت)
سوريه جمعي از علماء
عراق تعدادي از مسلمانان مبارز مقاومت اسلامي به سرپرستي شيخ سلمان.
امارات متحده عربي
عربستان سعودي كه حاكم شرع مدينه منوره در راسشان بود و چنان بود كه توجه همه جمعيت را بخود جلب نموده بود نماز جمعه را با جمع دهها هزار نفري حاضر در مجمع ايشان اقامت نمودند.
طبق گفته مسولين حوزه . امسال از همه سالهاي گذشته حضور مردم چشمگير تر بود .


اجلاس با شکوه زاهدان

خدا را سپاس
سفر چهار روزه به زاهدان شهر حافظان قرآن به سلامتي به پايان رسيد.
راستش با دلي ناخواسته رفته بودم فكر نمي كردم اينقدر جالب باشد آنجا خدا را سپاس گفتم كه در چنان مجلسي عظيم و با شكوه شركت نموده ام . فكر مي كنم احساس تمام كساني كه مثل من براي اولين بار در چنان مجلسي شركت كرده بودند نيز همين بود آنان نيز تصور نمي كردند اين اجلاس آنقدر با شكوه باشد.
ملتي عظيم با رنگهاي مختلف و زبانهاي مختلف اما يكدل و برادر وار. زيرا دين و اعتقادشان يكي بود.
از سراسر كشور اسلامي ايران در آنجا مي شد مردماني علاقه مند را پيدا كرد. علاوه بر مسلمانان ايران از كشورهاي مختلف مثل : پاكستان افغانستان تاجيكستان امارات عربي متحده عراق و عربستان مسلمانان و علماء حضور يافته بودند.

حضرت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید حفظه الله را توانستم از نزدیک زیارت نمایم تصور نمی کردم این اندازه متواضع باشد.
چيزي كه عجيب بود همت مردم بلوچستان و مخصوصا زاهدان واقعا تعجب آور بود. با چه محبتي از مهمانانشان پذيرايي مي نمودند جا دادن و غذا دادن آنهمه مهمان واقعا شگفت آور بود.
خلاصه من نمي توانم احساسم را از آن جلسه با شكوه تعريف كنم فعلا مقداري خسته هستم انشا الله در پستهاي بعدي بيشتر سخن خواهم گفت فعلا مقداري عكس تقديم مي دارم.
جمعيت را روز جمعه حدود دويست و پنجاه هزار نفر تخمين مي زدند.
از راست به چپ . نفر اول حضرت مولانا عبدالحمید نفر دوم مولانا فضل الرحمن عالم برجسته پاکستان


خرافات نشان ضعف اعتقاد
خرافات نشان ضعف اعتقادواپسماندگي فرهنگي
مسؤل ترويج اين خرافات کيست؟
در سرزميني که خرافات از ديوارها و گفتار مردمانش بالا مي رود
پس ازعاشورا سال 85 در شهرک قدس تهران اتفاق افتاد: آب از ناودان ریخته به شکل تصویری مبهم درست شده.
مردم ، تصويري که از جاي ناودان بر روي ديوار افتاده بود را به شمايل امام زمان تصور کرده وبراي زيارت آن سر ودست ميشکاندند. پارچه ها را به دیوار مالیده متبرک می کنند. کسی نیست بپرسد امام زمان زیر ناودان چه می کرده؟

سه مطلب مختلف از سه جا
سه مطلب مختلف از سه جا
كادوي ناقابل
در اخبار آمده بود : جمهوري اسلامي به يكي از مزدوران آمريكا (نوري مالكي ) يك هواپيماي مسافر بري هديه نموده است.
شايد در نظر بسياري از مردمان نا آگاه تعجب آور و موجب اعتراض باشد كه چرا جمهوري اسلامي براي ملت خود اينهمه سخت گير است كه حتي حاضر نيست دو ليتر بنزين بهشان بدهد و براي خارجيها اينهمه سخي و بخشنده.
بله ما نبايد ناديده بگيريم كه اولا همه خارجيها حق بيشتري به گردن مسولين محترم دارند و مخصوصا عراقيها. ميدانيم كه ايران و عراق سالها با هم در حال جنگ بودند و پس از پايان جنگ قرار شد عراق متجاوز به ايران غرامت بپردازد اما آنها نامردي كرده نه تنها غرامتي نپرداختند كه مدعي دريافت غرامت از ايران شدند. ايران بعنوان يك كشور اسلامي نمي تواند مثل آن نامردها بي وجدان باشد بهمين خاطر ايران شروع به پرداخت غرامت نمود . در يك قسط ايران يكصد مليارد دلار (يعني در آمد دو سال خود را ) به عراقيها تقديم نمود و بقيه را يواش يواش دارد مي پردازد و لذا يك هواپيما كه چيز قابل ذكري نيست. همينكه برادران عراقي لطف مي كنند و كم كم از ما وصول مي كنند و همه را يكجا مطالبه نمي كنند از مردانگيشان است.
گفتنی است این هواپیما از نوع ایرباس ۳۰۰ آ می باشد
اگر در مورد صحیح بودن خبرشک داشتید در قسمت جستجوی گوگل بنویسید: هواپیمای اهدایی ایران به عراق .
خودش برایتان منابع زیادی خواهد آورد
مطلب دوم
حمله به قبور
انهدام قبور ائمه
اهداف و مقاصد
اخيرا شاهد حملاتي به مقابر ائمه و بزرگان بوديم . ميدانيم اين مقابر و زيارات صدها سال است در جاهاي مختلف بنا شده اند و تاكنون كمتر شاهد حمله به اينگونه اماكن بوده ايم . چه دليلي وجود دارد كه اكنون شاهد اين چيزها هستيم؟؟ بنده باندازه اطلاعاتم مي خواهم به اين سوالات پاسخ بگويم.
انهدام مقابر به يكي از دلايل ذيل مي تواند باشد.
ميدانيم مذهب شيعه يك مذهبي كاملا سياسي است و در سياست بسيار پيشرفته تر از همه مذاهب است. كسانيكه قبل از انقلاب بوده اند برايم تعريف نمودند كه انقلابيون (شيعه) براي به هيجان در آوردن افكار عمومي و تظاهر كنندگان گاهي تابوتهاي زيادي را پر از شن نموده و سرشان را طوري مي بستند كه انگار شهيدي در داخل آن است مردم از ديدن جنازه شهدا به هيجان در مي آمدند و از طرفي نيروهاي دولتي با مشاهده آنهمه شهيد احساس گناه مي كردند لذا در مقابل حملات مردم مقاومت نمي كردند.
يا اينكه در دوران جنگ بياد داريم بارها شنيديم كه امام زمان در جبه ها ظهور نموده است . بارها نيروهاي ايراني شخصي سفيد پوش سوار بر اسب را مي ديدند . و چند بار اين اشخاص سفيد پوش بدام نيروهاي عراقي افتاده دستگير شدند.
1- اولين دليل حمله به مقابر به هيجان در آوردن مردم بود.
2- مردم عراق شديدا احساس خستگي و از حكومت جاني مزدور آمريكا احساس تنفر مي نمايند جناياتي كه حكومت شيعي عراق طي سه سال مرتكب شد بمراتب بيشتر از جنايات سي ساله رژيم گذشته است لذا براي آنكه مردم بدبخت شيعه را پشت سر اين حكومت جاني نگهدارند چاره اي جز تحريك حس مذهبي نيست.
3- كهنگي و فرسودگي بناها كه خشتي و گلي هستند و از بنايشان شايد چند صد سال مي گذرد لذا براي بناي جديد ميبايست حتما منهدم شده تا بناي جديد درست شود بنا بر اين متفكران سياسي مي گويند چه بهتر كه با بمب منهدم شوند تا يك تير و چند نشان زده باشند.
4- اكثر قبور به گنج شبيه هستند يعني خزاين زيادي دارند اعم از پول نقد يا طلاهاي بكار رفته در گنبد و جاهاي ديگر. زمان گذشته ماموران محافظ انبارهاي بزرگ پس از دزدي زياد براي آنكه كسي متوجه دزدي شان نشود انبار را آتش مي زدند . بهمين شكل ممكن است نگهبانان اينگونه اماكن پس از سرقت با مقداري مواد منفجره قضيه را جمع كنند.
دو بار حرمين عسكريين هدف حمله قرار گرفتند به اعتقاد ما هر دو بار توسط خود برادران يا با مشاركت آنان بود. سري دوم را نوري مالكي علنا اعلان نمود نگهبانان دست داشته اند. يكي از بزرگترين دلايل همكاري نگهبانان اين بود كه در هر دو نوبت نگهبانان را در گوشه امني با احترام بسته بودند در حاليكه اگر فرد متعصبي كه معتقد به انهدام ديوارها است كشتن باصطلاح مشركين اولويت بيشتري دارد و همينطور خيلي راحت تر از گرفتن و بستن و يك گوشه اي بردن.
دليل دوم توطئه اين بود كه بلافاصله و بيدرنگ شيعيان به مساجد اهل سنت حمله نمودند گويي فبلا آمادگي داشتند بهمين بهانه بيش از 200 مسجد اهل سنت را منهدم نمودند و صدها عالم و خطيب را به شهادت رسانيدند. قبور بسياري از اصحاب پيامبر مانند طلحه انس و... را منهدم نمودند بدون آنكه صداي سنيها در بيايد.
اهل سنت عراق بارها فرياد زده اند كه برادران تشيع براي منهدم ساختن گنبد امام حسين دارند برنامه ريزي مي كنند . در چندين مجله و روز نامه تحت اين عنوان :( مَن سيفجر قبّة الحسين..!؟ وهل عاقبتنا أن تكون تلك القبة والمراقد هي الحجر لإراقة انهار دماء العراقيين..!؟) هشدار داده بودند . بنظر مي رسد برادران (تشيع) ما در حال برنامه ريزي و استفاده از اين فرصت (انهدام قبه حضرت حسين ) هستند منتظر فرصت مناسب و آماده بودن موقعيت مي باشند.
جريان فتوي علماي سعودي؟
اولين حدس قريب به يقين اينكه خود برادران شيعه توسط عوامل مخفي خود از آن ملاهاي بيخبر از همه جا طوري استفتا نموده اند كه آنان بدون فكر چنين حرفي زده باشند. مثل آنكه شما مي خواهيد بهانه اي براي كشتن يك دشمن خود بدست آوريد از يك عالم مي پرسيد كشتن يك آدم كافر مشرك و مفسد چطور است؟ جواب معلوم است و آن اينكه : اشكالي ندارد.
دومين حدس اين است كه عوامل حكومت آمريكا براي نجات خود و ايجاد بدبيني مذهبي چنين برنامه اي بريزند و بگونه اي سوال كنند كه از زبان علما حرفي در آورده سوء استفاده نمايند.
والله اعلم
مذاکره ایران و آمریکا

مذاكره ايران و آمريكا
انتظارات ايران و آمريكا
1- انتظارات آمريكا : آمريكا از ايران اين انتظار را دارد كه ايران در جلسه محرمانه بگويد: ما اشتباه كرديم ما نوكريم در خدمتيم . امر امر شما است . مال و دنيا در مقابل شما ارزشي ندارد همه را حاضريم تقديم نماييم. راستي چه نوع حكومتي را مي پسنديد؟
2- انتظارات ايران : ايران از آمريكا انتظار دارد كه در ميان مذاكره آمريكاييان يواشكي بگويند : ما كوچكتان هستيم هر چه مي خواهيد به شما مي دهيم فقط ما را از از شر سنيهاي تروريست نجات دهيد . راستي براي پروژه بمب هسته اي خود كمكي نمي خواهيد؟
ايران و آمريكا با اين تصورات با اشتياق و علاقه به سوي ميز مذاكره مي روند. ايران براي آنكه جلوي اسلامگراياني كه مخالف مذاكره با آمريكا هستند كم نيارد با ژست خاصي اعلام مي فرمايد : مي خواهيم اشتباهات آمريكا را بهش گوشزد كنيم. گويي همينجوري بدون مذاكره نمي توانند اشتباهات آمريكا را بهشان گوشزد نمايند.
گوشه اي از نوع گفتگوي دو هيئت
دو گروه مذاكره كنند بهم مي رسند و دور ميز مذاكره مي نشينند و هر طرفي انتظار دارد طرف ديگر حرف اصلي را بگويد:
* خسته نباشيد . ** شما خسته نباشيد . * خيلي ممنون .
** راستي حال حاج آقاي بوش عزيز چطور است؟ * الحمدلله به دعاي شما سري مي جنباند.
** شنيديم روده هايش مشكل داشته.
* بله پزشكان ما معالجه اش خواهند كرد.
** انشا الله انشا الله راستي اگر چنانچه باميد خدا ايشان حالشان بدتر شد ما در وطن خود يك جايي داريم به نام مسجد جمكران . هر مريضي را آنجا بياورند و ريسماني به گلويش ببندند و دعا كنند خوب مي شود .
* خيلي متشكر از لطف شما برادران ايراني . اگر متوجه شديم خوب نمي شود حتما ايشان را براي علاج به مسجد جمكران خواهيم آورد. البته مشكلاتي در مورد همان چاه هست و آن اينكه ريسمان شايد زياد مسئله اي نباشد اما نگراني ما اين است كه اگر يك سني فضول بيايد و سر ريسمان را گرفته به طرف چاه بكشد آنوقت ممكن است روابط دوستانه فيمابين بهم بخورد.
** اوه نه اصلا نگران نباشيد سنيها جمعيتشان آنجا كم است و آنجا ما آنها را طوري در منگنه و برادري قرار داده ايم كه كاملا بيخطرند. بدبختها حتي اجازه ساختن يك مسجد را هم ندارند.
* اوك متشكر آفرين بر شما.
** راستي حالا كه بحث چاه را خود شما پيش كشيديد اگر مي خواهيد مشكلاتتان در افغانستان و عراق و ساير جاها حل شود مي توانيد چند نامه بنويسيد و خودتان بياوريد و درون همان چاه جمكران بياندازيد مثل برق مشكلاتتان حل مي شود. هزينه چنداني هم ندارد.
* متشكر از دلسوزي شما.
** حال دانشمندان هسته اي كه بمبهاي نازنين مي سازند چطور است؟
** اونها هم خوب هستند.
* مي دانيد در كشور ما پسته خيلي زياد است و مغز پسته براي دانشمندانيكه خيلي كار مي كنند بسيار مفيد است مي خواستيم خواهش كنيم براي تعطيلات تابستاني به دانشمندان هسته اي خود اجازه دهيد براي پسته خوري چند روزي به ايران بيايند.
* * آنها تعطيلي اصلا ندارند البته براي آنكه شما دلشكسته نشويد مي توانيم پسته ها را به آنجا ببريم .
* نه آنجا فايده اي ندارد.
* خب ديگه چه خبر؟
* * خبر قابل به عرضي نيست .
* حال ديك چيني شيطون چطوره؟ شنيديم اونهم دچار مشكل شده .
** به دعاي شما دوستان اون زبان بسته هم بد نيست. خب ديگه چه خبر؟
* شما بفرماييد خبري هست؟
** نه همينجوري گفتيم از حال شما با خبر شويم. حال محمود جان چطوره ؟
* خدا را شكر خيلي خوب است. كمي دردسر و ناراحتي سهميه بندي بنزين داشته كه الحمدلله كم كم حل مي شود . از مهمان نوازي شما در هنگام سفرش به نيويورك هميشه تعريف مي نمايند.
** اوك متشكر از هاله نور چيزي مي گه؟
* بله خيلي تعريف مي نمايد. دست شما درد نكند.
** شما تشنه تان نيست ؟
* چرا بهتر است آب بنوشيم بعدش بيشتر صحبت بكنيم.
** راستي شما ايرانيها خيلي خجالتي هستيد و به راحتي نمي توانيد حرفتان را بزنيد من خواهش مي كنم كاملا راحت باشيد اينجا را خانه خود بدانيد و راحت حرفتان را بزنيد.
* نه خيلي از لطفتان ممنون . ما شنيده ايم شما آمريكاييهاي ناقلا دچار غرور مي شويد و نمي توانيد حرفتان را بزنيد. شما بفرماييد حرفتان را بزنيد وظيفه ما ايرانيها است كه به شما برادران قديمي و خوبمان كمك و ياري نماييم. ما از مولايمان دستور داريم بهر آدم مفلوك و درمانده كمك نماييم . خجالت نكشيد بفرماييد حرف اصلي را بزنيد.
** منظورتان از مولايتان كيست؟
* منظورمان حضرت علي است.
با شنيدن نام علي هيئت آمريكايي وحشت زده بي اختيار دست به گردنهايشان مي مالند و مي پرسند همونكه در خيبر.....
* بله در خيبر و خيلي جاها كمك كرده . مگر شما ايشان را مي شناسيد؟؟
** بله مگر ممكنه نشناسيم يكي از اجداد ديويد عزيز در جنگ بني قريظه توسط ايشان گردن زده شد.
* اينرا نمي دانستيم ببخشيد راستي از القاعده بگوييد .
با شنيدن نام القاعده بغض هيئت آمريكايي مي تركد و شروع مي كنند زار زار گريه كردن . مي گويند: به ما گفته بودند مسلمانها مهمان نواز اند با محبت اند ما باورمان شد آمديم اينها واقعا اسلام عزيز را بدنام مي كنند اگر ما ميدانستيم اينها با ما به اين صورت وحشيانه برخورد مي كنند به جان عمو سام قسم اصلا پا نمي گزاشتيم به اين سرزمين جهنمي. ما جواب خانواده هاي سربازان و درجه داران را چه بدهيم. اينها اينقدر بيرحم هستند با بمب مي زنند تكه تكه مي كنند طوريكه ما اصلا نمي دانيم جسدها را چگونه ببريم به خانواده هايشان نشان دهيم. شما را به هر چه مي پرستيد قسم جلوي اينها را بگيريد.
سفير ايران با تاثر بلند مي شود و در حاليكه دلداريشان مي دهد دستمال كاغذي تعارف مي كند.
هيت ايراني براي آنكه جو جلسه را عوض كند شروع به حرف زدن مي كنند . و سعي مي كنند با حرفهاي ديگر دنيايي حال آمريكاييان را دوباره سرجا بياورند.
با همين تعارف و رودربايستيها وقت مذاكره به پايان مي رسد و دو طرف با دلخوري و ناراحتي از جلسه بيرون مي آيند خستگي و نا اميدي دو طرف موجب عصبانيتشان مي شود.
ايرانيها براي آنكه ديگران متوجه ناكامي آنان نشوند با لبخند ساختگي در بيانات خود اعلام مي كنند خيلي مذاكرات مفيدي بود لازم است سطح مذاكره ر ا بالا و بالا ببريم تا جاييكه محمود آقا و بوش روياروي هم حرف بزنند.
روز بعد كه مقداري عصباني مي شوند اعلام مي كنند : آمريكاييها اصولا تروريست هستند.
آمريكاييها كه از نفهمي هيئت ايراني خيلي عصباني شده اند اعلام مي نمايند : لازم نيست سطح مذاكره را بالا ببريم اگر ايرانيها مي خواستند حرف اصلي را بزنند در گوش همان سفير خودمان مي گفتند.
سپس اعلام مي كنند : ايرانيها در همه نا آراميهاي دنيا دست دارند.
معتقدات القاعده
آمریکاییان اخیرا جایزه دستگیری اسامه بن لادن را افزایش داده به پنجاه ملیون دلار رسانیدند. شاید در ذهن خیلی از عزیزان سوال پیش آید که ایشان چه عقیده ای دارند .
برخی از معتقدات القاعده
تمامي كفار به دو بخش تقسيم مي شوند :
1- كافر حربي (يعني كافري كه با ما در حال جنگ است) مثل آمريكاييها اسراييليها انگليسيها روسها (در مورد چچن) و...
2- كافر غير حربي ( يعني كافري كه با ما در حال جنگ نيست) مثل چين
كافر حربي دشمن ما است و لذا هر نوع همكاري و همقدمي با آن سبب كفر مي شود. (ولو بشطر كلمة ) يعني اگر چه اين همكاري با نيم كلمه باشد. و من يتولهم منكم فانه منهم.
حكم كسي كه با كافر حربي همكاري كند
كسي كه با كافر حربي همكاري كند واجب القتل است اگر چه آن شخص بالاترين مفتي اعظم (تسنن) يا بالاترين مرجع تقليد (تشيع) باشد كوچكترين فرقي نمي كند.
حكم كفار حربي
كفار حربي به سه قسمت تقسيم مي شوند :
1- كافر حربي درجه يك (مثل آمريكا و اسرائيل)
2- كافر حربي درجه دو (مثل انگليس)
3- كافر حربي درجه سه (دولتهاي كمك كنندگان به آنها مثل استراليا اسپانيا و... )
حكمشان
1- كافر حربي درجه يك : بنا بر دستور آیه کریمه : اقتلوهم حیث ثقفتموهم . (بکشید ایشان را هر کجا یافتید آنانرا) تمامي ملتشان واجب القتل هستند هر كجا ما دسترسي داشتيم بي درنگ آنها را به انتقام عزيزانمان بقتل مي رسانيم . يعني هر كجا ما آمريكايي يا اسرائيلي ديديم در هر لباسي كه باشند فرقي نمي كند .
2- كافر حربي درجه دو : تمامي كارمندان حكومتشان نظامي و غير نظامي مستحق قتل هستند.
3- كافر حربي درجه سه : نظاميانشان مستحق مرگ اند هر كجا ما با نظاميانشان برخورد نماييم آنها را خواهيم كشت.
به کفار غیر حربی حق نداریم کوچکترین تعرضی بنماییم. ( لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم)
معتقدات ما بر گرفته از دستور خداوند می باشد ما موظفیم دستورات خداوندی را اجرا نماییم کاری نداریم که مردم چه می گویند. (یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومه لائم)

علم غیب مختص خداوند
مطلب ذیل را یکی از برادران شیعه نوشته اند به آدرس : http://abrar110.blogfa.com/
بی شک امامان شیعه دارای علم غیب بوده و از امور نهانی مطلع بوده اند که این مطلب دلایل و شواهد عقلی و نقلی زیادی دارد. از جمله روایات سراسر کتاب رجال مرحوم کشی گویای این موضوع است اما نکته مهم شیوه تعامل شیعیان با این صفت امامان است به نظر می رسد یکی از راههای شناخت شخص امام غیب گویی امامان بوده است چنانکه ابوخالد کابلی از اخبارات غیبی امام صادق علیه السلام پی به مقام امامت ایشان می برند.(رجال کشی حدیث شماره 192)
نظر اهل سنت در این مورد :
اهل سنت معتقدند : هیچ کسی جز خداوند علم غیب نمی داند . با استناد به این آیات:
۱- قل لایعلم من فی السموات و الارض الغیب الا الله (آیه ۲۷ نمل)
بگو ای پیامبر جز الله هیچ کسی در آسمانها و زمین علم غیب نمی داند.
۲ - قل لااقول لکم عندی خزائن الله و لا اعلم الغیب (آیه ۶ انعام)
بگو ای پیامبر : من نمی گویم که بامن خزانه های خداوند است و نمی گویم که علم غیب می دانم
۳ - و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الا هو ( آیه ۶ انعام)
۴- و لو کنت اعلم الغیب لاستکثرت من الخیر و ما مسنی السوء ( آیه ۷ اعراف)
پیامبر اکرم: اگر علم غیب می دانستم خیر بسیار حاصل می کردم و هیچ بدی به من نمی رسید
و آیات بیشمار دیگری که دلالت می کند بر این مطلب که هیچ کسی حتی انبیای بزرگ خدا علم غیب نمی دانند.
اگر حضرت یعقوب می دانست که آنشب جگر گوشه اش تک و تنها درون چاه گریه می کند لحظه ای درنگ نمی نمود و زود به کمکش می شتافت.
هل اتاک حدیث ضیف ابراهیم المکرمین. داستان مهمانان ابراهیم که تعدادی فرشته بصورت انسان به خانه حضرت ابراهیم آمدند حضرت ابراهیم که فکر می کرد ممکن است دشمن باشند سخت از آنان ترسید (قال انا منکم وجلون) حضرت ابراهیم که نمی دانست آنان فرشته اند با کمک همسرش با زحمت زیاد گوساله ای کباب کرد و آورد .... خلاصه داستان جالب و مهمی است که دلالت می کند بر این مطلب که حضرت ابراهیم علم غیب نمی دانستند.
همین فرشتگان به خانه حضرت لوط آمدند حضرت لوط نیز متوجه نشد آنان فرشته اند فکر کرد انسانند لذا وقتی ملت منحرف به خانه وی حمله ور شدند حضرت لوط سخت ناراحت و اندوهگین گشت تا جاییکه حاضر شد برای نجات دادن مهمانانش دخترانش را نیز به آنان بدهد.
خلاصه : وقتی انبیاء علم غیب نمی دانستند ایمه بزرگوار به طریق اولی علم غیب نمی دانستند.
می دانیم بیشتر ایمه علیهم السلام را زهر داده و مسمومشان نمودند . ایمه نمی دانستند که درون این خوراکیها سم است اگر می دانستند هر گز نمی خوردند.
و اگر بگوییم ایمه می دانستند و باز خورده اند اینرا خودکشی می گویند که بعید است ایمه چنین عملی انجام دهند.
اگر علی مرتضی می دانستند عده ای بدبخت و شقی با شمشیرهای زهر آلود منتظرش هستند هرگز آن شب بدون اسلحه نمی رفت.
اگر حضرت علی می دانستند مالک اشتر در راه مسموم خواهند شد او را نمی فرستادند یا اینکه حد اقل به وی هشدار می داد نباید عسل مسموم بخورد.
اگر امام حسین می دانستند مردم کوفه تا این حد نامرد و بی وفا هستند هرگز به آن سمت نمی رفتند.
اجداد امام جعفر صادق رضی الله عنه
بسم الله الرحمن الرحیم
اجداد امام جعفر صادق رضی الله عنه
محمد ابن ابوبكر نام مادرش اسماء بنت عميس است اسماء شيرزني مجاهده مي باشد ايشان اول همسر جعفر بن ابي طالب بودند همراه ايشان به حبشه و سپس به مدينه هجرت نمودند پس از شهادت حضرت جعفر حضرت ابوبكر با وي ازدواج نمودند . محمد بن ابوبكر به دنيا آمد.
پس از رحلت حضرت ابوبكر و فاطمه حضرت علي با وي ازدواج نمودند.
در دوران خلافت حضرت علي محمد بن ابوبكر از ياران نزديك وي به حساب مي آمد. محمد ابن ابي بكر از جانب علي استاندار مصر بود در آنجا طي جنگهايي از نيروهاي شامي (عمرو بن العاص و معاويه) شكست خورد و به شكل فجيعي به شهادت رسيد.
پس از شهادت محمد حضرت عايشه فرزندان وي را به نزد خود آورد و به تربيت آنان مشغول شد يكي از فرزندان محمد قاسم نام داشت حضرت عايشه پس از تعليم و تربيت وي دختر برادرش عبدالرحمن ابن ابي بكر را به عقد وي در آورد. قاسم با توجه به موقعيت عمه اش حضرت عايشه جايگاه خوبي در مدينه منوره كسب نموده به عنوان فقيه مدينه شناخته شد و مردم به وي خيلي اخترام مي گزاشتند.
قاسم دختري داشت به نام ام فروه
امام باقر با ام فروه ازدواج نمود . جعفر صادق به دنيا آمد. با توجه به موقعيت اجدادش مخصوصا قاسم كه فقيه مدينه بود ايشان بهترين موقعيت را به دست آورد و جايگاه رفيعي در نزد همه مردم باز نمود.
جعفر صادق رضی الله عنه می فرمود: حضرت ابوبکر از دو جهت جد من هستند

يك راننده تاكسي در آستانه انتخابات رياست جمهوري نهم انتقاد كرده و در نامه اي تبليغاتي افزوده بود مملكت را نمي شود با خواب انتخاب كرد، به تازگي مدعي شد سال قبل امام (ره) را در خواب ديده و وضع جوري بوده كه انگار ايشان مسئوليتي به وي داده و ديگران به او تبريك مي گفتند.
