تبليغاتX
تعداد بازديدها: برادری اسلامی

گزیده ای از کتاب اهل بیت از خود دفاع می کنند

بسم الله الرحمن الرحيم

گزيده اي از كتاب   اهل بيت از خود دفاع مي كنند:

توهين به اهل بيت

حق خادم ! : (حضرت علي مي گويد) با رسول خدا (ص) به مسافرت رفتيم جز من خادم ديگري نداشتند و يك لحاف هم بيشتر نبود عايشه نيز همراه بود رسول خدا بين من وعايشه خوابيد روي هر سه نفرمان همان يك لحاف بود هر گاه براي تهجد بلند مي شدند با دستشان لحاف را بين من و عايشه پايين مي زدند كه به فرش پاييني مي رسيد.        بحارالانوار     40/3

آيا رسول خدا – صل الله عليه و آله – در باره ناموسشان ننگ و غيرت نشان نمي دهند كه راضي مي شوند پسر عمويشان كه نامحرم است در بغل همسرشان بنشينند؟! يا با او در يك بستر بخوابند؟! وانگهي امير المومنين چگونه تن به چنين حركت غير اخلاقي مي دهد؟

همچنانكه ملاحظه ميكنيد در اين چرنديان اهانت آشكاري به رسول خدا – صل الله عليه و آله – است.

كارشناس قضايي ! :

از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : يك زن كه به مردي از انصار عاشق شده بود نزد عمر آورده شد زن براي بدام انداختن مرد انصاري تخم مرغي شكسته و سفيدي آنرا به لباسها و بين رانهايش ماليده بود حضرت علي – كه مستشار قضايي عمر بود – بلند شد و بين رانهايش را نگاه كرد ! و او را متهم نمود .

بحار الانوار   4/303

آيا واقعا ممكن است امير المومنين بين رانهاي زن نامحرمي را نگاه كنند!؟ آيا كسي كه با اهل بيت پيامبر (ص) محبت داشته باشد چنين سخني مي گويد؟!

غير قابل اعتماد

در احتجاج طبرسي آمده است كه فاطمه سلام الله عليها به امير المومنين فرمود: اي فرزند ابوطالب (مااشتملت شيمة الجنين و قعدت حجرة الظنين) خلق و خوي انسان در تو نيست و اينك متهم و غير قابل اعتماد هستي!

فقط خنده رو؟!:

و نيز از زبان فاطمه سلام الله عليها مي گويند: زنان قريش در باره او (علي) به من مي گويند : او مردي است با شكم بزرگ شانه هايش همچون كوهان شتر بالا آمده و خنده رو اما مال و ثروتي ندارد.

تفسير قمي 2/ 336

پير مرد حقه باز!:

دروغ ديگري ملاحظه فرماييد: پدرم روز جمعه مرا با خوشان به مسجد بردند ديدم علي بر بالاي منبر خطبه مي خواند: پير مردي كچل با پيشاني بر آمده شانه هاي عريض حقه بازي از چشمانش نمايان بود .

چشمان خيره! :

او عليه السلام سبزه ي چهارشانه اي بود كه به كوتاهي نزديكتر بود شكم بزرگ انگشتان باريك بازوان كلفت ساقهاي باريك چشمان خيره ريش بزرگ موي سر ريخته و پيشانيشان بالا آمده بود.

مقاتل الطالبين ص 27

طوري كه آقايان مدعي هستند اگر امير المومنين (ع) داراي همين صفات مي بود حضرت زهراء (س) چگونه به ايشان راضي شد؟!

تو هين به حضرت فاطمه (س)

قهرماني ! : ابوجعفر كليني در اصول كافي روايت مي كند كه: فاطمه از شانه هاي عمر گرفت و او را به طرف خودش كشيد.

جر و بحث! : او سلام الله عليها در قضيه فدك پيش ابوبكر و عمر رفت و با آنان جر وبحث كرد و در ميان مردم فرياد كشيد تا اينكه مردم به دورش جمع شدند.

كتاب سليم بن قيس ص 253

آيا حضرت زهرا (س) دخت گرامي رسول خدا (ص) ممكن است چنين حركتي بكنند؟!

چه مي خواهند؟!:

از امام صادق عليه السلام روايت است كه رسول خدا (ص) تا صورت فاطمه را نمي بوسيدند نمي خوابيدند.

بحار الانوار 43- 44

حضرت صورتشان را بين پستانهاي او مي گزاشتند (وكان يضع وجهه بين ثدييها!)

بحار الانوار 43/ 87

فاطمه سلام الله عليها زن بالغه اي بودند آيا با عقل جور در مي آيد كه رسول الله (ص) صورتشان را بين پستانهاي او بگذارند؟! اگر اين حال پيامبر و فاطمه بود بقيه چكار مي كردند؟!!

 

مشت نمونه خروار . اگر بيشتر خواستيد بايد كتاب فوق را بخوانيد.


+ نوشته شده توسط جلال در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 3:40 |

حق جویان تشیع

حق جويان تشيع : دكتر حسين موسوي عالم اهل تشيع شاگرد آيت الله خويي

كتاب اهل بيت از خود دفاع مي كنند . نوشته : عالم بزرگ اهل تشيع شاگرد خويي دكتر حسين موسوي

ترجمه : جواد منتظري

تشيع از ديدگاه اهل بيت (ع)

راي امير المومنين (ع)

لاف گزاف!: اگر شيعيان خودم را جدا كنم آنان را جز لاف زنان و خودستاياني نخواهم يافت ! و اگر امتحانشان كنم جز مرتداني نخواهم يافت! و اگر غربالشان كنم از هزار نفر يك نفر خالص نخواهم يافت!

روضة الكافي      8/338

 شما مردم دون!: اي نا مردان به صورت مرد ! اي كم خردان ناز پرورد! كاش شما را نديده بودم و نمي شناختم كه بخدا پايان اين آشنايي ندامت بود و دستاورد آن اندوه و حسرت . خدايتان بميراند! كه دلم از دست شما پرخون است و سينه ام مالامال خشم  شما مردم دون ........

نهج البلاغه خطبه 27 ترجمه شهيدي

راي امام حسن (ع)

روان شناس موفق : بخدا قسم من معاويه را براي خودم از اينها بهتر مي بينم آنها مدعي اند كه شيعيان منند در حالي كه در پي كشتن من هستند و چشم به مال من دارند  بخدا قسم اگر بتوانم با معاويه كنار بيايم و خونم و خانواده ام  را حفاظت كنم بهتر از اين است كه مرا بكشند و اهل بيتم ضايع شود به خدا سوگند اگر با معاويه بجنگم اينها مرا زنده با دست خودشان تحويل او خواهند داد و باز به خدا سوگند اگر عزتمند با معاويه صلح كنم بهتر از اين است كه در اسارت مرا بكشند.

احتجاج طبرسي ج 2 صفحه 10

راي امام حسين (ع)

دعاي خير ! : پروردگارا ! اگر به آنان تا مدتي مهلت دادي به چندين گروه متفرقشان كن تا اينكه با يكديگر در آويز باشند و هرگز اولياي امورشان را از آنان خشنود مگردان زيرا آنان ما را فراخواندند كه نصرتمان كنند اما بر ما ظلم روا داشتند و ما را كشتند.

الارشاد المفيد ص 241

نفرين بر طاغوت : اما شما در بيعت ما همچون پرنده (الدباء) از عجله كار گرفتيد و همانند پروانه شتاب زده شديد و بلافاصله عهدتان را شكستيد پس نفرين و هلاكت و نابودي باد بر طاغوتهاي اين امت و گروهاي ديگر .  و آنانيكه كتاب را بفراموشي سپردند و شما هم كه داريد ما را خوار ميگذاريد و مي كشيد هان لعنت خدا بر ستمگران باد.

احتجاج طبرسي 2/ 42  

و شهد شاهد من اهله : بيست هزار نفر از مردم عراق با  امام حسين (ع) بيعت كردند اما به او خيانت  نمودند و عليه او شوريدند و در حاليكه بيعت او را به گردن شان داشتند ايشان را به شهادت رسانيدند.

اعيان الشيعه قسمت اول ص 34

راي امام زين العابدين

از امت من نيستيد : آيا مي دانيد كه شما به پدرم نامه نوشتيد و او را فريب داديد با وجوديكه با او عهد و پيمان بسته بوديد او را كشتيد و خوار كرديد؟ به چه رويي به چهره نازنين پيامبر (ص) نگاه خواهيد كرد؟ هنگامي كه به شما بگويد اهل بيتم را كشتيد و حرمت مرا پاس نداشتيد پس از امت من نيستيد.

احتجاج 2/ 32

زرنگ بايد بود: اينها بر ما گريه مي كنند! مگر ما را جز اينها چه كسي كشته است؟!

احتجاج   2/ 39

راي فاطمه صغري

اين هم افتخار بود؟! : اي اهل كوفه ! اي اهل غدر و مكر و تكبر! خداوند ما  اهل بيت را با شما و شما را با ما گرفتار كرده است و ما را خوب در آزمايش قرار داده است . ما را تكذيب كرديد و تكفير نموديد جنگ با ما را حلال دانستيد و اموالمان را تاراج كرديد كما اينكه ديروز جد ما را به شهادت رسانديد خون ما از شمشيرهاي شما دارد مي چكد هلاكت باد بر شما منتظر لعنت و عذاب باشيد گويا اينكه عذاب بر شما لازم شده است خداوند شما را تنبيه سختي خواهد كرد در عذاب دردناك روز قيامت هميشه خواهيد ماند اين بسبب ظلمي است كه بر ما روا داشتيد. خبر دار! لعنت خدا بر ستمگران باد . هلاكت باد بر شما اي اهل كوفه ! چقدر......... سپس به برادرش علي ابن ابي طالب و جدم حضرت حسين و فرزندانش و اهل بيت اطهارش خيانت كرديد . يكي از اهل كوفه افتخار كنان گفت: آري علي و فرزندانش را ما با شمشيرهاي هندي و سر نيزه كشتيم و زنانشان را كنيز گرفتيم.

احتجاج    2/ 28

اهل بيت از خود دفاع مي كنند صفخه 53


+ نوشته شده توسط جلال در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 5:40 |

دور جدید حمله به مساجد اهل سنت

و یمکرون و یمکرالله و الله خیر الماکرین

دور جدید تعرض به مساجد اهل سنت به بهانه حمله به سامرا

در حادثه پیشین سامرا برادران شیعه بیش از دویست مسجد اهل سنت را نابود ساخته یا به تصرف خود در آوردند . حادثه جدید سامرا که بنا بر اظهارات مالکی با مشارکت نگهبانان صورت گرفته شیعیان دور جدید حمله به مساجد اهل سنت را آغاز نموده اند.

۱- حمله به هیفده مسجد اهل سنت در بغداد

بعد تفجير قُبة مرقد الإماميْن.. الهجوم على 17 مسجدًا للسنّة

التاريخ:29/05/1428 الموافق |القراء:155 | نسخة للطباعة

المختصر/

مفكرة الإسلام: شهد العراق حملة هجمات واسعة استهدفت مساجد للسنّة في مناطق مختلفة من البلاد، وذلك في أعقاب تدمير قُبّة مرقد الإماميْن بـ "سامراء".
وذكر مكتب هيئة الإذاعة البريطانية في بغداد أنَّ 17 مسجدًا سُنيًا هوجم حتى الآن، وتراوحت الخسائر بين التخريب أو التدمير الكامل، ومن هذه المساجد مسجد "المصطفى" في الإسكندرية، ومسجد "البشير" في المحاويل، وسبقها هجمات أخرى أمس الأربعاء في الإسكندرية وحي البياع.

۲ ـ ربودن و اعدام بیش از پنجاه نفر از اهل سنت در ملاء عام .

مليشيا المهدي تعدم العشرات من أهل السنة في البياع

التاريخ:29/05/1428 الموافق |القراء:221 | نسخة للطباعة

المختصر/

وكالة حق / افاد مراسلنا في بغداد نقلا عن شهود عيان ان مجاميع من مليشيا جيش المهدي الصفوية وبعد وقت قصير من وصول انباء تفجيرات سامراء التي وقعت صباح اليوم الاربعاء قامت بنصب نقاط تفتيش وهمية في منطقة البياع وعدد من المناطق المحيطة بها حيث اختطفت اكثر من خمسين شخصا من اهل السنة ثم اعدمتهم في منظر وحشي

۳ـ به آتش کشیدن مسجد جامع السلام مقدادیه

۴ـ منهدم نمودن مرقد حضرت طلحه بن عبیدالله

حضرت طلحه یکی از یاران رسول خدا بود در جنگ احد خودش را برای رسول خدا سپر نمود آنقدر تیر به دستش اصابت نمود که دستش فلج گردید پیامبر خدا به او خوشخبری بهشت دادند.

الميليشيات الشيعية تنسف مرقد الصحابي "طلحة بن عبيد الله" غرب البصرة

التاريخ:01/06/1428 الموافق |القراء:6 | نسخة للطباعة

المختصر/

مفكرة الإسلام: قامت ميليشيات شيعية، صباح اليوم الجمعة، بنسف مرقد الصحابي الجليل "طلحة بن عبيد الله " أحد العشرة المبشرين بالجنة رضي الله عنه، بمدينة الزبير 12 كم غرب البصرة.
وأفاد شهود عيان أن انفجارًا عنيفًا هز مدينة الزبير 12 كم غرب البصرة والذي نتج عن تدمير شامل للمرقد.

۵ـ انهدام مرقد حضرت انس رضی الله عنه خدمتگزار رسول خدا

۶ـ حمله به ۹ مسجد در بصره

۷ـ انهدام مسجد تاریخی حضرت عثمان در بصره و اعدام چهار نفر از نگهبانانش

الميليشيات الشيعية تدمر مسجد العثمان التاريخي بالبصرة وتهاجم ثمانية آخرين

التاريخ:29/05/1428 الموافق |القراء:134 | نسخة للطباعة

المختصر/

مفكرة الإسلام: ازداد عدد المساجد السنية المعتدى عليها في البصرة من قبل الميليشيات الشيعية إلى تسعة مساجد من بينها مسجد العثمان الذي قتل أربعة من حراسه وسوى بالأرض.

و................................................................................


+ نوشته شده توسط جلال در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 5:4 |

خيانت بزرگ خواجه نصير الدين طوسي

بسم الله الرحمن الرحيم

برگ سياه تاريخ

خيانت بزرگ خواجه نصير الدين طوسي

نصير الدين طوسي با مكر و حيله خودش را به خان مغول نزديك نمود طوريكه بسياري از موارد را هولاكوخان با او مشوره مي نمود. پس از مدتي كه نصير الدين طوسي در دربار مغولها خوب نفوذ نمود شروع كرد به اجراي نقشه بسيار بزرگ خود . چيزي كه مدتها بود او به آن فكر مي كرد چيزيكه مي توانست مقداري از حقد و كينه او را فرو بنشاند.

نصير الدين طوسي مي خواست بغداد را نابود كند و خلافت بني عباس را بر اندازد.

از بخت بد بني عباس اينكه او به يك شيعه اعتماد نموده و وزيرش نموده بود. ابن علقمي شيعه وزير معتصم عباسي بود. نصير الدين طوسي شروع به نامه نگاري نمود و با ابن علقمي ارتباط برقرار نمود و از وي خواست با او همكاري نمايد ابن علقمي پذيرفت وقتي نصير الدين خيالش از آنجا راحت شد شروع كرد به اجراي نقشه . او براي خان مغول از گنجها و خزاين بغداد قصه ها تعريف مي كرد خان مغول هيچ علاقه اي به حمله به بغداد نشان نمي داد. اما خواجه نصير الدين كسي نبود كه به اين زودي خسته شود او آنقدر در گوش خان خواند كه بالاخره او آماده حمله شد .  در هيمن زمان معلوم نيست چه كسي خواست كه خان مغول را از جنايت باز دارد به او گفت اگر به بغداد حمله كني قيامت برپا خواهد شد خان فورا منصرف گرديد وقتي نصير الدين با خبر شد فورا خودش را رساند و خيلي صحبت كرد تا به او ثابت نمايد هر كسي چنين سخني گفته دروغ بوده و هيچ چيز غير عادي اتفاق نخواهد افتاد. نصير الدين بار ديگر توانست خان مغول را براي حمله به بغداد آماده كند .

لشكر مغول به اطراف بغداد رسيدند ميان بغداد و مغولان رود دجله حايل بود نصير الدين نامه اي محرمانه براي ابن علقمي فرستاد و دستورات لازم را به وي داد.

ابن علقمي به نزد خليفه رفت و به وي گفت لشكر مغولان چنان زياد است كه مقابله با آنان مقدور نمي باشد لذا شما اجازه دهيد من ترتيب صلحي با آنان را بدهم . خيلفه كه به حرفهاي وزيرش اعتماد داشت گفت هر كار كه مي خواهي بكن.

ابن علقمي پس از رد و بدل كردن نامه هايي با نصير الدين بالاخره نقشه بزرگ را طراحي نمودند .

ابن علقمي به نزد خليفه رفت و گفت الحمدلله موفق شديم با آنها صلح نماييم و قرار بر اين است كه سه هزار نفر از بزرگان و رئيسان شهر به اردوگاه مغولان رفته و پس از خوردن غذا صلح نموده باز خواهيم گشت خليفه قبول نمود.

ابن علقمي كه همه بزرگان و سپه سالاران را مي شناخت همه را طوري جمع كرد كه كسي جا نماند. اين سه هزار نفر از رود عبور نموده به ارودگاه مغول رسيدند ناگهان نصير الدين دستور داد همه را خلع سلاح نمايند وقتي خلع سلاح شدند دسته دسته تحويل مغولان شدند تا همه را گردن زنند خود خليفه را دستگير نموده به نزد خان مغول بردند وقتي مي خواستند او را بكشند كسي گفت اگر خون خليفه مسلمان بر زمين ريخته شود قيامت مي شود خان فورا نصير الدين را احضار نموده سوالش كرد نصير الدين گفت نه دروغ است هيچ مسئله اي پيش نمي آيد خون نوه رسول خدا بر زمين ريخته شد هيچي نشد براي اين مسئله اي پيش مي آيد؟ باز هم اگر خان نمي خواهد خونش ريخته شود او را درون فرشي پيچيده با اسب لگد مالش كنند بدون آنكه خوني بر زمين بريزد او مي ميميرد همين كار را كردند و خليفه عباسي را درون نمدي پيچيده با اسب لگد مالش كردند.

آن سه هزار نفر بزرگان بغداد را روي هم انداخته بودند برخي از آنان هنوز جان در بدن داشتند نصير الدين براي آنكه مقداري كينه دل خود را شفا دهد دستور داد روي اجساد كه مي لوليدند فرشي انداخته نصير الدين رويشان نشست و غذا خورد.   

با كشته شدن اين سه هزار نفر شهر بغداد كاملا بي دفاع شد نصير الدين دستور داد يك پرچم بلند براي امان دادن به شيعيان بر پا نمودند آنگاه حمله بزرگ مغول آغاز گرديد كشتاري سخت و بي رحمانه شروع شد .

مي گويند حداقل هشتصد هزار تا يك مليون نفر از اهالي بغداد به دست مغولان كشته شدند شيعيان زير پرچم نصير الدين در امان ماندند از اهالي بغداد تنها كساني نجات پيدا كردند كه از آنجا گريخته بودند.

نصير الدين چون با كتابهاي اهل سنت ضد بود به مغولان دستور داد كتابهاي كتابخانه هاي بزرگ بغداد را به دجله بياندازد ميگويند آنقدر كتاب زياد بود كه تا چندين ماه آب دجله از رنگ قلمها نيلگون بود.

سر انجام وزير خائن

ابن علقمي با اين خيانت عظيمي كه كرده بود و در واقع فريب نصير الدين را خورده بود باصطلاح مقرب درگاه خان مغول شد به صورت يك مزدوري بيمايه دنبال لشكر مغول حركت مي كرد اما كم كمك احساس ذلت و خواري مي نمود هر كسي از مسلمانان با او برخورد مي نمود ملامتش مي كرد و ميگفت واقعا اين ذلت را از وزير بودن بني عباس بهتر مي داني . ابن علقمي به اشتباهش پي برده بود اما راهي نداشت مي گويند او دق مرگ شد.


+ نوشته شده توسط جلال در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 12:19 |

منفجر ساختن مسجد جامع عمر فاروق توسط جیش مهدی

كينه جيش مهدي با مساجد اهل سنت

 جيش مهدي در ادامه نابود كردن مساجد اهل سنت  مسجد جامع عمر فاروق در بغداد را منفجر ساختند.

اين مسجد بزرگ كه كلا منهدم گرديد در محله رساله الاولي در بغداد واقع شده بود. چند روز قبل نيز جيش مهدي زير نظر پليس مزدور عراق مسجد بركة الرحمن را نيز با خاك يكسان نمودند. مسجد بركة الرحمن در محله حريه بغداد واقع شده بود.

 

ميليشيات "جيش المهدي" تفجر جامع عمر الفاروق ببغداد

التاريخ:15/05/1428 الموافق |القراء:79 | نسخة للطباعة

المختصر/

الهيئة نت / اصدر قسم الثقافة والاعلام في هيئة علماء المسلمين تصريحا صحفيا ادانت فيه الهيئة قيام مليشيات "جيش المهدي" بتفجير جامع عمر الفاروق في حي الرسالة الاولى ببغداد مساء امس الاربعاء

وفيما ياتي نص التصريح:-
 
إمعاناً في محاربتها لمقدسات المسلمين وبيوت الله تعالى قامت مليشيات ما يسمى بـ"جيش المهدي" الإجرامية مساء أمس الأربعاء 30/5/2007 م بتفجير جامع عمر الفاروق (رضي الله عنه) في منطقة الرسالة الأولى ببغداد وتدميره.
 
وتأتي هذه الجريمة الإرهابية ضمن مسلسل أعادت هذه المليشيات - على ما يبدو - صياغته وفق أجندات إجرامية جديدة، فقد بلغ عدد دور العبادة التي استهدفتها خلال الأيام الماضية نحو ستة لتعلن حربها على الله تعالى ودينه العظيم وعلى كل ما يخالف هواها مما هو طاهر وذو شرف وقدسية.
 
إن هيئة علماء المسلمين إذ تدين هذه الجريمة الإرهابية فإنها تحمل الاحتلال والحكومة الحالية وقادة المليشيات المسؤولية الكاملة عنها، وتطالب المرجعيات العربية كافة بأخذ دورها في الوقوف المسؤول والحازم بوجه هذه الهمجية التي يغذيها الاحتلال البغيض وينفذها أعوانه

 

أمام أنظار الشرطة.. مليشيات المهدي تهدم مسجد بركة الرحمن في الحرية ببغداد

التاريخ:06/05/1428 الموافق |القراء:727 | نسخة للطباعة

المختصر/

وكالة حق – خاص / افاد مراسلنا في منطقة الحرية ببغداد ان مجاميع من مليشيات جيش المهدي باشرت ومنذ اكثر من يومين بعملية تهديم وتخريب مسجد بركة الرحمن في المنطقة.

وقال شهود عيان ان مجاميع من هذه المليشيات باشرت بهدم اجزاء من هذا المسجد وامام انظار قوات الحرس الحكومي والشرطة والتي لم تحرك ساكنا لأيقاف هذه الجريمة.


+ نوشته شده توسط جلال در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 6:54 |

متهم نمودن ایران در مورد دخالت در عراق

ایران چه تقصیری دارد؟

ایران بلافاصله بعد از اشغال نظامی عراق وارد عمل شد و توسط شیعیان عراقی کمکهای ارزشمندی به اشغالگران نا سپاس نمود.

ایران حداقل پانزده هزار نیروی نظامی آموزش دیده و مجرب را که اکثرا نیمه عراقی بودند تحت عنوان جیش مهدی به عراق گسیل داشت وظیفه آنان شناسایی و نبرد با ترورسیتهای سنی مخالف آمریکا بود آنان و سایر نیروهای شیعی توانستند صدها تن از تروریستها را شناسایی و از بین ببرند و در واقع جان صدها آمریکایی را از مرگ نجات دادند.

آمریکاییان اگر مردند یک مدرک و تنها یک مدرک بیاورند که از طرف شیعیان مظلوم یک گلوله و تنها یک گلوله به طرفشان شلیک شده.

ایران مبلغ یک صد ملیارد دلار (۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰) برای بازسازی عراق (در واقع كمك به برادران شيعه)اختصاص داد تازه این هدیه ناقابل در مقابل کمکهای غیر علنی چیزی نیست که البته ایران بر سر کسی منت نمی گزارد بلکه این وظیفه ملت مرفه ایران است که به فکر همسایگان گرسنه و فقیر خود باشد آنهم برای عراقیهای محترم که چند سالی با ما در جنگ بودند مبادا کمی از ما خدای ناکرده دلخور شوند.

ایران صدها ملیارد دلار برای بازسازی عتبات عالیات عراق اختصاص داد که اینهم وظیفه مذهبی ما است.

ایران صدها کیلو طلا و صدها تن نقره برای بازسازی ضریح مقدس اختصاص داده که اینهم برای ملت خر پول و گردن کلفتی مثل ایران چیزی نیست.

با اینهمه زحمت واقعا ظلم نیست که ایران را متهم به دخالت آنهم به ضرر اشغالگران نمایند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نقل از : آوای بلوچستان


+ نوشته شده توسط جلال در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 5:19 |

دختران پیامبر

بسم الله الرحمن الرحيم

دختران رسول خدا

پيامبر اكرم (ص) چهار دختر داشتند كه هر چهار نفر مادرشان حضرت خديجه بود.

1-     زينب . اولين دختر رسول خدا زينب نام داشت زينب را حضرت خديجه به عقد خواهر زاده خودش    ابوالعاص ابن ربيع در آورده بودند .

2-     رقيه . دومين دختر پيامبر رقيه نام داشت رقيه را پيامبر خدا به حضرت عثمان داده بودند .

3-     ام كلثوم . سومين دختر رسول خدا ام كلثوم نام داشتند پس از رحلت رقيه پيامبر خدا (ص)

ام كلثوم را به عقد حضرت عثمان در آوردند چونكه حضرت عثمان اين افتخار بزرگ را كه دو دختر رسول خدا را يكي بعد ديگري به عقد خود در آورند حاصل نمودند بهمين خاطر به ايشان لقب ذوالنورين (يعني صاحب دو نور ) داده بودند.

4 -  فاطمه . چهارمين دختر پيامبر فاطمه نام داشتند فاطمه را پيامبر اكرم به عقد حضرت علي در آوردند.

مرقد اين بانوان بهشتي

هر چهار  دختر پيامبر در قبرستان بقيع مدينه دفن اند به اين شكل كه سه تا دختر پيامبر در يكجا كنار هم دفن اند و با سه سنگ نشانگزاري شده اند و حضرت فاطمه در قسمت قبور بني هاشم قسمت راست بقيع (قسمت ورودي بقيع ) جاييكه عباس حسن و ديگر خويشاوندان پيامبر دفن اند همانجا مدفون اند.

نکته

چیزیکه برای من مقداری سوال بر انگیز است اینکه بعضی برادران گاهی می گویند پنج تن پاک و در حساب خود فقط حضرت فاطمه را به حساب می آورند و سه دختر دیگر که پدر و مادرشان یکی است جزو این مطلب حساب نمی کنند یعنی نعوذ بالله آنها نا پاک اند؟؟؟ نمی دانم آنها چه فکر می کنند .

بعضی وقتها برخی از برادران ظالم برای فریب دادن و گمراه ساختن عوام می گویند: تنها دختر پیامبر


+ نوشته شده توسط جلال در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 17:34 |

هیجدهمین سالگرد ارتحال امام

بسم الله الرحمن الرحيم

هيجدهمين سال ارتحال رهبر انقلاب بود  آن عالم دين كه دنيا را متحول نمود

ياد و خاطره آن رهبر بزرگوار را گرامي مي داريم .

سوالات  شما  (برخي برادران )

1-     پيامبر چه كسي را براي جانشيني خود معرفي نمود؟ مي گوييم به صراحت كسي را معرفي ننمودند البته با اشاره حضرت ابوبكر را به اينصورت معرفي نمودند كه وقتي نتوانستند براي نماز بروند دستور دادند پيشنماز مردم حضرت ابوبكر باشند.

2-     مگر ممكن است پيامبر يك همچنين موضوع مهمي را مطرح نكنند و سكوت كنند؟؟

3-     چرا حضرت علي جوان 33 ساله را جانشين پيامبر ننمودند؟ چرا رفتند آدم مسن 60 ساله اي  (حضرت ابوبكر) را انتخاب نمودند؟

4-     چرا حضرت فاطمه در جواني مريض شد و فوت نمود؟ بنا بر اين حتما او را كشته اند.

سوالات ما

1-     امام خميني چه كسي را براي جانشيني خود انتخاب فرمودند.؟

2-     امام خميني در وصيت نامه مفصل و مهمشان از همه چيز سخن به ميان آورده بودند  و ملت مسلمان را نصيحت فرموده بودند  چرا در مورد مسئله بسيار مهم جانشيني خود آنهم در قرن بيستم (كه مسئله جانشيني وي از طرف دشمنان انقلاب خيلي مطرح مي شد ) سكوت فرمودند؟؟؟ 

3-     چرا فرزند برومند او را به جانشيني انتخاب ننمودند؟؟ مگر چه ايرادي داشت؟ ايشان هنگام رحلت امام 44 ساله بودند و كسي نمي توانست ايراد بگيرد كه ايشان (مثل حضرت علي)  خيلي جوانند ايشان از نظز سني خيلي خوب  بودند سنين جواني را تازه پشت سر گزاشته و وارد ميانسالي شده بودند.

4-     ايشان (احمد خميني)  صحيح و سالم بودند و هيچ بيماري نداشتند چرا ناگهان فوت نمودند؟؟ 

 

جواب شما هر چه بود همان جواب ما است .

 


+ نوشته شده توسط جلال در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 6:14 |

جلسه قایم موشک بازی ایران و آمریکا در عراق

مذاکرات حساس آمریکا و ایران آغاز شده است. این مذاکرات خیلی جدی است تصویر ذیل گویای این مطلب .

 طبق برخی اطلاعات محرمانه اسم این مذاکره را برخی منابع قایم موشک بازی ذکر کرده اند .


+ نوشته شده توسط جلال در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 5:50 |

شهادت زهرا بزرگترین دروغ

بقلم : آيت الله محسني بسطامي                                    شهادت  زهرا:  بزرگترين دروغ تاريخ

 

  احتمالا در سال   ۷۱ بود كه عده اي از كارشناسان و محققان جمهوري اسلامي مستقر در مجلس شوراي اسلامي كه جزو نمايندگان هم بودند پس ۱۴۰۰  سال تحقيق و بررسي ناگهان به راز مهمي پي بردند و آن اينكه حضرت فاطمه دختر رسول خدا فوت ننموده بلكه شهيد شده است اينجا بود كه آن نمايندگان مجلس (كه خداوند از آنان نگزرد) اعلام كردند از اين پس در تقويمها بجاي وفات بنويسند شهادت. و اين روز را تعطيل اعلام نمودند و به اين صورت بزرگترين ضربت را بر وحدت اسلامي وارد نموده شكافي عميق ايجاد نمودند.

ما معتقديم اين مسئله بزرگترين افترا و دروغ تاريخ است و هرگز چنين چيزي صحت ندارد براي اثبات اين مطلب مي توان مفصل بحث نمود كه متاسفانه صفحه كوچك وبلاگ ما توانايي تحمل آنرا ندارد لذا به چند مطلب بسنده مي نماييم.

۱ - قريش بزرگترين و مقتدر ترين قبيله در شبه جزيره عربستان به حساب مي آمد و در درون قريش بني هاشم برترين و قدرتمند ترين قوم (تيره ) بشمار مي آمد طوريكه همه برتري آن را پذيرفته بودند عمو زاده هاي اين تيره   بني اميه بودند كه بعضي اوقات با بني هاشم رقابت مي نمودند اما اگر پاي كسي ديگر به ميان مي آمد اين دو فورا با هم يكي مي شدند بطور مثال زمانيكه خبر رسيد ابوبكر (از تيره بسيار ضعيف قريش يعني بني تيم ) جانشين پيامبر شده براي ابوسفيان كه تازه مسلمان شده بود غير قابل تحمل بود لذا فورا صدا زد : اين الاذلان؟؟ دو مرد ذليل كجايند؟ پرسيدند منظورت چه كساني مي باشند ؟ گفت علي و عباس. ابوسفيان وقتي با علي و عباس روبرو شد گفت چرا نشستيد بني تيم كيستند كه رهبري را بدست گيرند؟ ابوسفيان چنين ادامه داد : والله لاملان المدينة خيلا و رجالا. (قسم بخدا من مدينه را پر از پياده نظام و سواره نظام مي كنم و حكومت را با زور از آنان براي شما مي گيرم.)

علي كه به سخنان ابوسفيان گوش مي داد به او نهيب زد و اخطار نمودة فرمود : اگر كوچكترين حركتي بر ضد ابوبكر انجام دهي من اولين كسي خواهم بود كه در مقابل تو مي ايستم ما ابوبكر را اهل مي دانيم . ابوسفيان ناراحت شده الفاظ بدي گفته و رفت. (تاريخ طبري جلد 2 قسمت آغاز خلافت ابوبكر)

قريش كه با رسول خدا دشمني مي ورزيدند عملا قادر نبودند كاري انجام دهند چون از انتقام گيري بني هاشم هراس داشتند آخرين و مهمترين راهكارشان اين بود كه از هر تيره اي يك جوان انتخاب نمايند و اين جوانان طوايف مختلف همه باهم پيامبر را با شمشير بزنند بگونه اي كه معلوم نشود كداميك قاتل است كه در اين صورت قوم پيامبر يعني بني هاشم نمي دانند با كدام تيره بجنگند و لذا مجبور خواهند شد خونبها گرفته صلح نمايند. (اگر يك يا دو قبيله چنين جرمي مرتكب مي شد مطمئن بودند بني هاشم دمار از روزگارشان بر مي آوردند)   كه همين مسئله سبب شد رسول اكرم با اذن خداوند هجرت نمود.    

 ۲-  مردم مدينه نسبت قومي و خويشاوندي با پيامبر داشتند مادر پيامبر از آنجا بود و مادر عبدالمطلب (سلمي ) نيز از قبيله قدرتمند خزرج بود بهمين خاطر مردم مدينه (مخصوصا خزرچ) خودشان را اخوال رسول (يعني داييهاي پيامبر) مي دانستند.

۳- علاوه بر همه اينها پيامبر اكرم (ص) توانستند هزارا نفر فدايي تربيت نمايند كه حاضر بودند در راه خدا و دفاع از ايشان و خانواده شان جانهايشان را فدا كنند.

در صورتيكه اين مطلب دروغ را كه دشمنان اسلام درست كرده اند  بپذيريم  چه شد كه بني هاشم يك باره لب فرو بستند و كوچكترين اعتراضي ننمودند؟؟؟

آنهمه مسلمان مخلص و فدايي و مخصوصا مردم مدينه كه با پيامبر رابطه خويشاوندي و قومي داشتند چه شد همه يكپارچه سكوت نموده كوچكترين حرف و اعتراضي ننمودند؟؟؟

و از همه عجيبتر

حضرت علي شير خدا فاتح خيبر كسيكه گفته مي شود در جنگ خيبر درب قلعه را با يك دست بلند نموده براي خودش سپر ساخت بعدا چهل نفر و در برخي روايات هفتاد نفر تلاش كردند آن در را حركت دهند نتوانستند از جا تكانش دهند چرا سكوت نموده بلاتشبيه مثل بره رام و مطيع و فرمانبردار شد و كوچكترين اعتراضي ننمود؟؟؟

اگر اين مطلب دروغ را بپذيريم ايرادهاي ذيل بر حضرت علي وارد اند :

1- حضرت علي موظف بود از همه مظلومان دفاع كند و مخصوصا موظف بود از ناموس خودش دفاع نمايد ناموس (همسر) خط قرمز هر شخصي به حساب مي آيد بيعرضه ترين آدمها جاييكه زن و بچه خود را در خطر ببينند از فدا نمودن خود دريغ نمي نمايند. چرا حضرت علي از همسر خودش از دختر پيامبر دفاع ننمود؟؟؟   پست ترين و نامردترين آدمهاي كره زمين از همسر و فرزندان خود دفاع مي كنند و اگر نتوانند از جان خود دريغ نمي نمايند.  اين را در اصطلاح ما مظلوميت نمي گويند بلكه بي غيرتي و نامردي مي نامند.

اهل سنت حضرت علي را اسد الله الغالب (شير پيروز مند خدا) لقب داده اند چون حضرت علي در هيچ كجا مغلوب كسي ديگر نشد. در بسياري از جاها اهل سنت (مخصوصا عوام ) اسم علي را شاه مردان گزاشته اند

در صورت پذيرفتن اين مطلب دروغ  حضرت علي چه مردانگي داشت؟؟؟

2 - در صورت صحت اين مطلب دروغ  آنان كه چنين كردند ظالم بودند و طبق آيه كريمه : ولاتركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار (به ظالمان نزذيك نشويد كه در آتش مي افتيد) حضرت علي با چه مجوزي دست در دست آنان گزاشته بود و پشت سرشان نماز مي خواند و در همه موارد كمكشان مي نمود طوريكه حضرت عمر هيچ موردي را بدون مشوره با علي فيصله نمي نمود طوريكه حضرت عمر مي فرمود: لو لا علي لهلك عمر (اگر علي نبود عمر هلاك مي شد) حضرت علي چرا چنين مي كرد (بلاتشبيه) اين چاپلوسي به شمار نمي آيد؟؟

3 -  چرا حضرت علي دخترش ام كلثوم (دختر فاطمه) را به عقد حضرت عمر در آوردند؟؟

آن دختر چطوري پذيرفت كه با قاتل مادرش در يك رختخواب بخوابد؟؟؟ حسن و حسين كجا بودند؟؟؟ چرا هيچ اعتراضي ننمودند؟؟

4 -  هيهات منا الذلة ( ذلت از ما (خاندان پيامبر يا بني هاشم) به دور است ) از فرمايشات گهر بار حضرت امام حسين است زمانيكه به او پيشنهاد دادند تسليم شو ما تو را دست بسته به نزد يزيد مي بريم و تو را خواهد بخشيد فرمود ذلت از ما به دور است مرگ با عزت را مي پذيرم اما زندگي ذلت آور را نمي خواهم.

در صورت پذيرفت آن دروغ بزرگ آيا ذلتي بالاتر از اين وجود دارد كه كسي بيايد خودش را كتك بزند همسرش را بكشد و آن شخص كوچكترين اعتراضي ننمايد بلكه دختر خودش را نيز تقديم كند؟؟؟ 

سبحانك هذا بهتان عظيم

اين دروغ بزرگ و تهمتي عظيم بر ضد علي مرتضي است.

علي ما اينگونه نامرد نبوده است و اگر چنين بوده ما بعنوان يك مرد نمي توانيم او را بپذيريم . ماهيت دين اسلام ظلم ستيزي  است دستور خداست كه ظلم را نپزيريم و با ظالم مقابله نماييم .

علي اولين مسلمان آيا اين چيزها را نمي دانسته؟؟؟ اگر چنين بوده ما بعنوان يك مسلمان ساده نمي توانيم او را بپذيريم چه رسد بعنوان پيشوا ...

5 - زير سوال رفتن قيام عاشورا

در صورتيكه بپذيريم اينهمه ظلم اتفاق افتاده و علي سكوت نموده هيچ  رشوه و باج هم داده و همكاري كرده است يزيد بدبخت كه كاري نكرده بود چرا حسين برا عليه وي قيام نمود؟؟؟‌ يزيد چه جرمي مرتكب شده بود؟؟؟؟

سبحانك هذا بهتان عظيم

6-     معمولا هر ديني اولين پيروانش بهترينها هستند چنانكه مسيحيان حواريان و اولين ياوران عيسي را پرستش مي نمايند اگر پيروان نخستين دين اسلام اينگونه بوده اند چرا كسانيكه اينگونه اعتقاداتي دارند بخودشان بيجهت زحمت مي دهند و دم از اسلام مي زنند آيا بهتر نيست ديني بهتر براي خود پيدا كنند زيرا دين اسلام توسط همين آدمها پخش و منتشر گرديد

7-     اگر بالفرض محال چنين چيزي بوده و علي گذشت نموده هيچ سخني در اين مورد نگفته بعضي از آدمهاي فضول از طرف چه كسي وكيل دفاع شده اند؟؟

 


+ نوشته شده توسط جلال در پنجشنبه دهم خرداد 1386 و ساعت 4:49 |

آيت الله تسخيری:قاتل خليفه دوم مجرم است


آيت الله تسخيری:قاتل خليفه دوم مجرم است



۷ بهمن ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۱۲ تعداد بازديد: 3736 كد خبر: ۵۹۰۴۱

كنفرانس گفتگو ميان مذاهب اسلامى كه در تاريخ 30 دى ماه 1385 در دوحه پايتخت قطر برگزار شدوعلماى بزرگى از شيعه واهل سنت در آن حضور يافتند، موجب مطرح شدن مباحث جنجال آميز بسيارى گرديد.

به گزارش شيعه نيوز، يكى از مهم ترينِ اين مسائل دعوت مقامامت شيعى ايرانى براى از ميان برداشتن بارگاهى در كاشان (از شهرهاى ايران) است كه متعلق به ابولؤلؤ مجوسى قاتل اميرالمؤمنين عمربن الخطاب مى باشد. بنابه گفته برخى اين بارگاه بنايى باشكوه با گنبدى بلند است كه بر قبرى خيالى وموهوم ساخته شده و«مرقد بابا شجاع الدين ابولؤلؤ فيروز» نام دارد وبرخى از مردم در ايامى كه «فرحة الزهرا» خوانده مى شود واز نظر آنان سالگرد قتل اميرالمؤمنين عمر است به زيات آن مى روند.

آيت الله سيد محمد على تسخيرى رياست مجمع تقريب بين مذاهب در تهران كه رياست هيئت ايرانى شركت كننده در اين كنفرانس را بر عهده داشت، مطرح شدن اين موضوع را خنده دار وآن را «سخيف» توصيف كرد.

او در گفتگو با «العربيه نت» گفت: ابولؤلؤ شخص مجرمى است كه در مدينه منوره حد شرعى بر وى جارى گرديد ودر همان جا به خاك سپرده شد وپيكر او به ايران انتقال نيافت. قبرى كه امروزه در كاشان به او منسوب است صرفاً يك مكان خيالى وغيرمعتبر است وهيچ كس به زيارت آن نمى رود.

اما در عين حال وقتى درباره امكان از بين بردن اين مكان از او سؤال شد گفت: «مطمئن نيستم» وبه بيان اين مطلب بسنده نمود كه شخصاً آن مزار را نديده است وتحقيقاتى در حال انجام است تا فتنه از ريشه بركنده شود. او همچنين اشاره كرد كه بناى مهم يا باشكوهى آن طور كه گفته مى شود، در آن جا وجود ندارد.بلکه فقط يك مزار بى پايه ومتعلق به شخص مجرمى است كه به كيفر خود رسيد و حدّ اسلامى بر وى جارى گرديد.

گفته مى شود يكى ديگر از اعضاى هيئت ايرانى، دكتر محمد على آذرشب، در پاسخ به مطرح كردن موضوع مرقد ابولؤلؤ در همايش دوحه گفته بود: اين مزار فقط از گرايش دينى معينى حكايت مى كند وطرفداران تقريب نمى توانند تخريب آن را خواستار شوند.

موضوعى سخيف وبى ارزش
آيت الله محمد على تسخيرى خاطرنشان كرد: سخن گفتن از مرقد ابولؤلؤ مجوسى موضوعى فوق العاده سخيف است. قبرى خيالى وجود دارد كه به اين مجرم منسوب است والبته اين يك ادعا وتزوير است وهمان طور كه معروف است او پس از اقامه حد وقتل، در مدينه منوره دفن شد.

وى افزود: جز عده اى كه از نظر فرهنگى تندرو هستند كسى به اين زيارتگاه يا مرقد توجهى نمى كند والبته ما در برابر آنان مسئوليتى نداريم وكسى را در ايران نمى شناسيم كه نسبت به اين موضوع اهتمامى داشته باشد. با اين حال متأسفانه دشمنان «انقلاب اسلامى» وتفرقه افكنان ميان شيعه وسنى به اين موضوع سخيف وبى ارزش دامن مى زنند.

آيت الله تسخيرى نسبت به اين موضوع كه گفته مى شود مكان يادشده مزارى است كه از نظر معمارى جداً باشكوه مى باشد وآب طلا كارى شده است اظهار داشت: «ابدا ...، من واقعاً آن جا را نديده ام. اما چيزهايى كه شنيده ام تأكيد مى كند آن جا مكان باشكوه يا چيزى از اين دست نيست وكسى به زيارت آن نمى رود.

او تكرار كرد: اين صرفاً ادعايى است كه در چارچوب تحريك كردن ديگران عليه جمهورى اسلامى مى گنجد ودر حقيقت ساختن دشمنى خيالى از ايران براى جهان اسلام وبخشى از يك توطئه بزرگ تر است كه براى پوشاندن دشمن حقيقى يعنى آمريكا وصهيونيسم ابراز مى شود.

ابو لؤلؤ مجرمى بى ارزش است
تسخيرى با تأكيد بر اين كه ابولؤلؤ مجرم وقاتلى بى ارزش است گفت: من چيز زيادى درباره او نشنيده ام واصلاً تأييد نمى كنم كه مزارى دارد وديگران به زيارت آن مى روند. از اين رو نه خود او، ونه مكانى كه به وى منتسب است هيچ ارزشى ندارد.

در اين هنگام «العربيه نت» درباره گفته دوست وى، دكتر محمد على آذرشب، در همين كنفرانس از ايشان سؤال كرد كه گفته بود از بين بردن اين «مزار» دشوار است؛ زيرا نماينده گرايش دينى ويژه اى در ايران است وطرفداران تقريب حق ندارند خواستار از ميان برداشتن آن شوند.

وى در پاسخ اظهار داشت: طى جلسات همايش چنين چيزى از ايشان نشنيدم ولى در كل اين موضوعى سخيف وبى معنى است ومطالبه چنين چيزى لازم نيست واصلاً طرح آن معنى ندارد. او درباره امكان از ميان برداشتن اين مزار گفت: والله نمى دانم... به هرحال ما تحقيق خواهيم كرد كه اصلاً چنين مزارى به اين شكل وجود دارد يا نه... وقضيه را تا ريشه كن كردن كامل فتنه پيگيرى خواهيم كرد. ولى توصيه مى كنم به اين موضوع بى اهميت مطلقاً اعتنا نشود زيرا چيزى جداً سخيف وناچيز است.

تندروهاى شيعه وسنى
به او گفتم: بنابراين شما از اين بابت مطمئن نيستيد كه ابولؤلؤ در شهر كاشان مزارى داشته باشد؟ تسخيرى پاسخ داد: من تاكنون آن را نديده ام واز اين بابت مطمئن نيستم ولى ما قضيه را پيگيرى خواهيم كرد. راستش را بخواهيد درست همانند اهل سنت، در ميان شيعيان نيز افراد تندرويى هستند ودر هر دوسو افراد نادان وجود دارند وبر عقلاى هردو گروه است كه نادانانِ خود را ادب كنند.

از آيت الله تسخيرى پرسيدم: آيا براى نخستين بار در كنفرانس دوحه از وجود چنين مزارى باخبر شديد وپيش از آن چيزى نشنيده بوديد؟... گفت: نه... در اين باره قبلاً خبرهايى شنيده بودم ولى اهميت نمى دادم زيرا همان طور كه قبلاً گفتم هيچ ارزشى در آن نمى بينم.

مسئوليت اين كتاب ها را برعهده نمى گيريم
درباره اتهام شيخ يوسف قرضاوى در كنفرانس دوحه مبنى بر نشر وتبليغ تشيّع در بلاد سنى نشين توسط ايران وپاسخ وى به اين اتهام ـ به ويژه اين كه طرف مقابل از بزرگان دعوت به تقريب ميان شيعه واهل سنت است ـ سؤال كردم. تسخيرى پاسخ داد: از گفته شيخ قرضاوى واين كه تصور مى كند نوعى فعاليتِ تبشيرىِ سازماندهى شده در خارج وجود دارد، سخت شگفت زده شدم.

وى افزود: ما در ايران در قبال كتاب هاى فراوانى كه گوشه وكنار كشور نشر مى يابد مسئوليتى نداريم ودرست نيست كسى شيعيان يا مسئولان جمهورى اسلامى را در اين خصوص مسئول بداند. همان طور كه ما درخصوص كتاب هاى توهين آميزى كه شيعه را مجوس، روافض، نو قرمطيان، وصفوى مى خواند اهل سنت را مسئول نمى دانيم. اصولاً نمى توانيم كسى را از نوشتن كتابى كه مسئولان كشورش آن را مجاز مى دانند منع كنيم. ما حق نداريم آزادى انديشه وبيان را محدود كنيم ولى با كتاب هايى كه به مقدسات طرف مقابل اهانت مى كند مخالفيم.

متوقف كردن فعاليت هاى تبليغى وتبشيرى
پرسيدم: آيا با قرضاوى موافق هستيد كه گفته بود هيچ كس حق ندارد در كشورى كه يك مذهب، نفوذ كامل دارد مذهب خود را تبليغ كند؟ در پاسخ گفت: بنده به اين مطلب ايمان دارم كه بايد هرگونه فعاليت تبشيرى وسوء استفاده از اين مطلب متوقف شود ولى در عين حال ايمان دارم كه نمى توانيم از انسانى بخواهيم ديدگاه خود را ابراز نكند ودر اثبات آن اقامه دليل ننمايد. چنين كارى مخالف حقوق بشر وحقوقى است كه اسلام براى آدمى قائل شده است. از اين رو اشكالى در اين مسأله نمى بينم كه نويسنده اى سنى اقدام به نشر انديشه هاى خود در ايران كند. مهم آن است كه به مقدسات ديگران توهين نشود واز فتنه گرى پرهيز شود.

پرسيدم: آيا به نظر شما كتب شيعه كه در گذشته تأليف شده ونگاهى منفى به صحابه دارد مربوط به گذشته مى باشد وامروزه فاقد اعتبار لازم در محيط هاى شيعى است؟

پاسخ داد: بله، همين طور است. البته انكار نمى كنم انسان هاى تندرو واحمقى كه به ديگران حمله واهانت مى كنند نيز وجود دارند. ولى فضاى كلى فضاى احترام است.

وى درباره بحرانى كه در نمايشگاه كتاب خرطوم ايجاد شد گفت: ناشران رسمى وغيررسمى بسيارى، از جمله خود ما از ايران در اين نمايشگاه شركت كردند ولى به نظر مى رسد سه كتاب مربوط به ناشرى غيردولتى در نمايشگاه بود كه ظاهراً اشاره اى تلويحى ـ ونه تصريحى ـ در زمينه نقد صحابه داشتند. در واقع معتقديم كه اين مسأله بيشتر سياسى است تا فكرى، و عدّه اى در سودان قصد تخريب چهره تشيّع را داشتند ومى خواستند شيعه را به عنوان دشمن موهوم براى اهل سنت قلمداد كنند.

مسائل عراق وآسيب ديدن مسأله تقريب
وى در پاسخ به اين سؤال كه آيا به نظر شما ما در عراق در آستانه جنگى مذهبى هستيم؟ اظهار داشت: اگر اوضاع در عراق به همين منوال باقى بماند بايد فاتحه تقريب را بخوانيم.

وى دستاوردهاى مجمع تقريب را مثبت ارزيابى كرد وگفت: به رغم موانع وسنگ اندازى ها، امروزه اقبال شديدى نسبت به انديشه تقريب در مجامع علمى مشاهده مى شود واين مسأله به يكى از اهداف اسيسكو ومجمع بين المللى فقه اسلامى ونيز اتحاد علماء المسلمين شده كه رياست آن را قرضاوى به عهده دارد.

لازم به ذکر است که متن فوق مطابق است با متن درج شده در سایت خبری العربیه و تغییری در جملات ان داده نشده است.


+ نوشته شده توسط جلال در سه شنبه هشتم خرداد 1386 و ساعت 5:25 |

خاتمی

 این سید بزرگوار به دوستانش می گوید : اگر از زخم زبان مردم نمی ترسیدم اینگونه دستها را می بستم و راحت نماز می خواندم.


+ نوشته شده توسط جلال در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 22:54 |

حکم تخریب یک مسجد دیگر اهل سنت

حوزه نجف حكم تخريب قديمي ترين و آخرين مسجد اهل سنت در نجف را صادر فرمود قرار است در جاي اين مسجد هتلي بزرگ براي زايران ايراني و پاكستاني ايجاد شود.

مسجد عمرو بن العاص بزرگترين و قديمي ترين مسجد اهل سنت در نجف است سه سال پيش بر اثر حملات شبه نظاميان شيعه   اهل سنت نجف مجبور به مهاجرت شدند و به اينصورت مسجد از نماز گزاران خالي گرديد حوزه نجف حكم تخريب مسجد و تبديل آن به هتلي بزرگ جهت زايران خارجي را صادر فرمود. 

منبع :

التاريخ